آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
10
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
مقدمهء مترجم از مختصات قرن اخير توجه ايرانيان بتاريخ پرافتخار ادوار باستان است . اين توجه ، تاريخ قديم را زندگى تازه بخشيد و حقايق آن از پردهء حدس و قياس و حجاب شك و گمان بيرون آمد و جامهء يقين درپوشيد . پيش از اين هر روايتى كه از شكوه و بزرگى ايران باستان ميرفت ، از بس با وضع ويرانى كشور منافات داشت . در رديف افسانه شمرده مىشد . كسى باور نمىكرد كه در روزگار قديم ميهن ما وحدتى و مركزيتى داشته و از وجود سپاهى سلحشور و نيرومند و مردانى مجرب و دانشمند برخوردار بوده بسركوبى گردنكشان داخلى و قهر دشمنان خارجى نايل آمده باشد . زيرا كه هيچچيز از ايران حاضر مصدق عظمت ايران ماضى نبود . اما پيشرفتهائى كه در قرن اخير بتدريج حاصل شد كشور را از هر حيث به جائى رسانيد كه قصه داريوش و حكايت انوشروان را ديگر كسى منكر نتواند شد بار ديگر ثابت شد كه اين آب و خاك مردزاى و هنرنماى است و هرچه از شوكت پيشينه نوشتهاند ، همه صحيح و مطابق با واقع است . چون بيگانگى و جدائى از ميان ايران نو و ايران و ايران كهن برخاست ، در حقيقت تاريخ قديم سالنامه جديد شد و هر كسى در اين زمان چهرهء خود را در آن آئينه كهن شناخت و خويشتن را با نياكان سرافراز پيوسته يافت . پس مورخان دانا بنگارش تاريخ پرداختند و هر كس از جانبى در روشن كردن روايات متقدم و آشكار نمودن فضايل قوم ايرانى رنجها برد .