جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

73

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

ديگر در امپراتورى ايران برابر است ، غير از سپهوان ( اصفهان ) « 1 » محيط ديوارهاى آن هفت ميل و جمعيتش 200000 نفر است . در اينجا سررابرت شرلى بيچاره كه از امتناع پادشاه در اجازهء شرفيابى آزرده‌خاطر و دلگير شده بود در 13 ژوئيهء 1627 وفات كرد و در آستانهء دروازه او را به خاك سپردند « 2 » و ده روز بعد نيز همسفر او سرددموركتن كه دچار عارضهء اسهال شده بود از دنبال او راه گور پيش گرفت . « 3 » نيم‌قرن بعد كه شاردن به سال 1674 در قزوين بود نوشت كه باروهاى شهر در آن موقع خراب بوده و شهر با آنكه تمام بساط و اسبابى را كه لازمهء دربار باشكوهى است از دست داده بود باز 12000 خانه و صدهزار نفر جمعيت داشت و از مختصات عمدهء آن ، كاخ اعيان‌زادگانش بود كه طى چندين نسل از پدر به پسر انتقال يافته بود « 4 » قزوين را افغانها به سال 1722 و تركها در سال 1725 تصرف كردند و از آن پس هم چند بار از زلزله‌هاى شديد لطمه ديد . از جملهء آثار دوران عظمت گذشته در قزوين قصر سلطنتى است كه شاه - طهماسب ساخته بود و شاه عباس كبير آن را توسعه داد و حالا ويران است ، ولى سردر بزرگ آن به نام عالىقاپو مانند سردر ديگرى در اصفهان هنوز هست . مسجد جامع كه اصلا بوسيلهء هارون الرشيد در قرن هشتم ساخته شده هنوز باقى

--> ( 1 ) - هربرت در مورد املا بيشتر تابع صوت و صدا بوده نه درستى آن و به همين دليل جلفا را جلفه و تهران را تيرون و لاريجان را لارىجون و پادشاه را كه لقب فرمانرواست پوت‌شا ذكر كرده و قبل از آن عمال انگليسى هم در گيلان شاه طهماسب را شاتامس نوشته‌اند كه هيچ برازندگى شاهانه ندارد . ( 2 ) - من از ذكر عبارت عجيب هربرت در اينجا خوددارى نتوانم نمود : « لذا ناراضىها فراآمدند ، نه در واقع اين تير مرگ بود كه او را از پيشرفت بازداشت چون كه در 13 ژوئيه اين دار فانى را در بزرگترين بحران عمر خويش بازگذاشت « از كتاب چند سال مسافرت در ايران چاپ سوم » . ( 3 ) - مثل ناراضىها با عناد طولانى و حال زار و چهارده روز كه از ناخوشى و سرماخوردگى رنجور شده بود و چنان كه من گمان مىكنم به سبب خوردن ميوهء زياد و يا استنشاق بيش از اندازه هواى سرد تبريز آن مرد يعنى سرددموركتن سفير ما به سراى باقى شتافت در 23 ژوئيه وى با دنيا وداع كرد . ( 4 ) - سفرنامه صفحات 378 - 382 رجوع شود به توصيف شهر قزوين در سال 1600 تأليف جان كارت رايت واعظ و سياح جلد دوم و سفرنامهء سال 1671 تأليف جان استريوس جلد سوم فصل 24 .