جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

57

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

دارد و ضمن آن طنزها و همچنين اطلاعات مفيدى ديده مىشود . بانوى ديگر بيشاب است كه به تازگى كتابى در باب مسافرت خود به نواحى كردنشين و بختيارى انتشار داده كه حاوى مطالب بديع و اطلاعات نافع است . درجهء اهميت اين سفرنامه‌ها - در جزو اين فهرست دراز حاوى اسامى نويسندگان برجسته و صاحب‌نظر شايد دور از صلاح و خارج از نياز باشد كه از لحاظ اهميت كار و احتمال تبعيض در ميان آثار ايشان در صدد مقايسه‌اى برآيم . قبلا نام اكثر كسانى را كه تصنيف صادقانه و اثرى ممتاز در باب آنچه در مواقع جالب نظر و پرآشوب به رأى العين ديده بودند و يا از راه كنجكاوى جسورانه بر مقدار معرفت و دانش ما راجع به ايران افزوده‌اند ياد نمودم و جا دارد چند تن از ايشان را بواسطهء تبحر بيشتر و يا وسعت حدود مشاهدات ، در زمرهء عالىترين افراد از ميان همگنان قرار دهيم . به عقيدهء من شاردن ، تاورنيه « 1 » هانواى ، ملكم ، موريه ، اوزلى ، بيلى ، فريزر و رالينسن جزو اين دسته‌اند . از سه نويسنده‌اى كه تأليفات آنها ديرزمانى مبناى فكر انگليسى دربارهء ايران به شمار مىرفته است يعنى موريه و اوزلى نويسندهء داستان حاجى بابا ( موريه ) به اين مناسبت بيشتر شهرت يافته تا سفرنامه‌اى كه نوشته بوده است و بيشتر هم مورد علاقهء عامه است . به عقيدهء من فريزر در اثر آشنائى سرشارى كه از همهء اطراف و جوانب زندگانى جديد ايرانى داشته و شرحش را هم‌چنانكه بايد و شايد نگاشته است قدر و مقامى برابر دارد و همچنين اوزلى در اثر تبحر حيرت‌آورى كه مجلدات وزين او را ، هم مايهء خرسندى خاطر و هم موجب يأس و تأسف دانشمندان مىسازد از آن

--> ( 1 ) - من بىاطلاع نيستم كه اتهامات سختى را كه تا حدى هم رواست بر ضد تاورنيه نوشته‌اند . شاردن گفته است كه او يك كلمه هم فارسى نميدانسته و منقد ديگر نوشته است كه سواد خواندن و نوشتن نداشته و شرح او دربارهء بعضى جاها به صورت بارزى عارى از صحت است و ترديد نيست كه ناشران كتاب او براى تنظيم اوراقش كه وضع بسيار آشفته‌اى داشته زحمت فراوان كشيدند و بنابر نوشتهء اوزلى در جلد دوم سفرنامه‌اش ضميمهء 10 باوجود اين تأليف وى چه از لحاظ استقلال نظر و يا عارى بودنش از پاره‌اى مبالغات ارزش خاص دارد .