جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

700

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

راجع به اخلاق و سيرت ايشان بايد خاطرنشان كرد كه همه قسم افراد در ميان آنها هست از راهزن غارتگر تا روستائى بىآزار ، و از جنگاوران چالاك تا بندهء گرفتار . آنهائى كه ايشان را بهتر شناخته‌اند نهاد طبيعى خشونت و يا تعصب آنها را تكذيب مىكنند ، بلكه آنان را به مهمان‌نوازى مفرط و رشادت سرشار نسبت مىدهند ، اما وقتى كه فرد كرد برانگيخته شود قهارتر از او كسى نمىتوان يافت . با وضع و حالى كه در نهاد آنهاست در ميان جماعات بدخواه و ترسو يعنى آن مردمى كه نسبت به مذهبشان تنفر و دربارهء حكومتشان بيزارى داشته باشند به وسوسهء طغيان و آشوبگرى دوچار مىشوند . اگر زمامدارى قوى و دادگر بر آنها فرمانروا شود هيچ دليلى در ميان نيست كه مردم باانضباطى نشوند و در مقاصد عالى نظامى منشأ اثر نباشند ، و در اين صورت ديگر به جان هيئت‌هاى مذهبى نخواهند افتاد و روزنامه‌خوانهاى لندن از بيم و واهمهء كردار ايشان راحت خواهند شد . در حال‌حاضر بخصوص در تركيه آنها هيچگونه اثر و ارزش نظامى ندارند ، زيراكه به يغماگرى عادت كرده‌اند و در ارتكاب كارهاى ناصواب بىتاب‌اند . مىگويند در حين جنگ اخير روس و عثمانى ضررشان بيشتر از خيرشان بود . از ميان كرد - هاى ايران كه متمدن‌ترند براى قشون شاه چند فوج سرباز فراهم مىشود و يكى از آن افواج كه از منطقهء گوران بود در سال ( 36 - 1834 ) تحت فرماندهى سر . هنرى . رالينسن بودند كه خود در دستگاه محمد شاه خدمت مىكرد . تا قرن حاضر سوارنظام كرد بارها زره مىپوشيدند كه با نيزهء بلند خود و گردن پيچ مواج ( در هوا ) قيافهء مهيب مىيافتند . كردها نه تعليم و تربيتى ديده و نه مدرسه رفته و نه كتاب خوانده‌اند . راجع به همين قوم گفته‌اند كه از هر ده هزار نفر آنها فقط يك تن سواد خواندن دارد . ايشان مو و چشم‌هاى سياه و چهرهء تيره و قيافهء عبوس دارند ( عين افغانها ) كه معمولا علامت گردن‌فرازى است . در اثر لطف يا بيم و يا ترس ، سياحان قيافهء ايشان را مختلف يا نيك دلپذير و جالب‌توجه و يا بىريخت و زننده وانمود كرده‌اند .