جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
683
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
باشد ، درحالحاضر اكثريت آنها از اتباع عثمانىاند . جمعيت نسطورى آذربايجان را بنابر آخرين گزارشها ( كه تقريبا دو برابر برآوردهاى قبلى است ) بالغ بر 000 ، 40 نفر نظر دادهاند . در اروپا بيشتر به همين عنوان كه من ياد كردهام شناخته مىشوند ، ولى خود ايشان آن را قبول ندارند و به كار نمىبرند و به اين مناسبت نيز عنوان مزبور را به آنها دادهاند كه از بازماندگان فرقهاى بشمار مىروند كه وقتى كه نسطوريوس اسقف قسطنطنيه را « شوراى عمومى سوم » از كليساى شهر افزوس ( در قفقاز ) در سال 431 ميلادى بواسطهء عقايد بدعتآميزى كه دربارهء تجسم مسيح ابراز كرده بود ( وى به دو نوع ماهيت انسانى و آسمانى مسيح اعتقاد داشت ) تكفير و طرد شد ، به پيروى او برخاستند و به قلمرو ايران پناه بردند كه چون در آن هنگام با امپراتورى رم دشمنى داشت ايشان را با آغوش - باز پذيرفت . ايشان از آنجا نام و عقايد خود را در سراسر شرق رواج دادند و هيئتهاى عمدهء مذهبى در ادس ( اورفه ) و نصيبين تأسيس كردند و نمايندگانى هم به همدان و تاتارستان و هندوستان و چين فرستادند و پرستر جان « 1 » مشهور را كه نامش به غلط ياد شده بود به كيش خويش درآوردند و بيست و پنج اسقفنشين از مديترانه تا حدود اقيانوس آرام برقرار ساختند و بدينترتيب از تشكيلات مسيحى غربى بيشتر نفوذ يافتند ، تا در اواخر قرن چهاردهم ميلادى كه تاختوتاز عالمگير تيمور آن تاتار كبير شامل حال ايشان نيز شد و دستههاى پراكندهء آنها در فقر و فلاكت به كوهستانهاى بين النهرين پناهنده شدند ، و همين كه از حدت خطر بكاست از يك طرف به جلگههاى موصل و از طرف ديگر به اراضى حوزهء اروميه روى آوردند . راجع به خود نسطوريوس ، اعقاب فرارى او چيزى نمىدانند و مدعىاند كه خود وارث ايمانى سنتامس و سنجود « 2 » مىباشند و درحالىكه بهطور كلى خود را از سرزمين سوريه مىشمارند ، اما مسلمانها ايشان را نصرانى مىنامند . راجع به اصل و ريشهء اين جماعت جالبتوجه در ميان دانشمندان بحث و جدال هست كه هنوز نتيجهاى حاصل نشده است .
--> ( 1 ) - Prester John ( 2 ) - Saint Jude