جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
665
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
و آن بنابر فرمان جهانشاه آخرين پادشاه سلسلهء قرهقويونلو ( 1437 - 1468 م ) ساخته شده است . زلزله ديوارهاى آن را خراب كرد و گنبدش سرنگون شد و فقط علائم مختصرى از رونق و شكوه ديرين آن باقى مانده است كه از همانها آدم تازه - وارد پى مىبرد كه مسجد سنىها ، چنان كه وى بنابر سنت مىناميده است ، در روزگارى ساخته شده كه تسنن مذهب ملى ايران بود و آن شاهكار معمارى ايران و بلكه مشرق زمين است . يادگار ديگر دورهء گذشته ارگ است كه در ناحيهء جنوب غربى شهر واقع است و آن در اصل به فرمان على شاه ساخته شده و مسجدى هم در محوطهء آن وجود داشته كه در ربع اول اين قرن عباس ميرزا آن را به زرادخانه مبدل ساخته و عدهاى از كارشناسان انگليسى را جهت اين منظور استخدام نمود و در همانجا بود كه باب بانى فرقهء بابيه را به دار آويختند . ارگ بناى مستحكمى است با 120 پا ارتفاع و ديوارهايى كه 25 پا ضخامت پايههايى آن بوده و برجهائى كه بر شهر مسلط و يادگارى از دوران گذشته است ، سابقا زنان زناكار را از قلهء آن پايين مىانداختند . اما اين طرز اعدام از وقتى كه يكى از بانوان با كمك چادر خود به مثابهء پاراشوت صحيح و سالم به زمين آمده بود از بين رفت . محلهء اروپائى - قصر وليعهد زيباترين عمارت جديد شهر است . اروپائىها در محلهء ارامنه سكونت دارند . در آنجا اقامتگاه سركنسولهاى تركيه و روسيه و انگلستان است و سركنسول اخير خانهء بسيار دلپذير و وسيعى دارد كه درست برعكس آن محلى است كه من در آنجا با ايشان پيش از انتقال از مشهد توديع كردم . فرانسه نيز كنسولى در تبريز دارد كه كارش بيشتر توسعهء تجارت شخصى خود اوست و نيز سرپرستى نسطورىهائى كه كاتوليكاند و دولت فرانسه حمايت آنها را برعهده گرفته است . سابقا كنسولگرى بلژيك هم در آنجا بوده ، ولى چون به هيچ - وجه كارى نداشت ناگزير رفت و فقط نامى باقى گذاشت . چنان كه گفتهام داخل شهر تبريز چيزى ندارد كه سزاوار ذكر باشد . خانهها