جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
663
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
« سنپطرزبورگ گازت » در تجليل از آن فتح نمايان مىنويسد كه : « پادگان آنجا تا آخرين نفر مقاومت كردند ، اما هيچگاه قوهاى نمىتوانست جلو لشكر امپراتورى را سد كند . پس ايشان همهء موانع را از پيش برداشتند و بيرقهاى پيروزى را بدست آوردند و سرانجام كليدهاى شهر را از حاكم بازستاندند . » بيرقهائى را كه برطبق دستور در بازار تبريز ساخته و مصنوعا با تير سوراخ كرده بودند ، به مسكو فرستادند كه با عزت و احترام تمام در كرملين جا دادند . شهر فقط هشت دروازه داشت ، اما پانزده كليد بزرگ به همين منظور ساختند و به همان مقصد ارسال شد ، و من شكى ندارم كه اين آثار در ميان مجموعهء يادگارهاى دلاورى دستگاه تزارى قدر و مقام بس و الا دارد . شهر به موجب قراردادى كه در فوريهء سال بعد امضاء شد به ايران بازگشت . آمار اخير - از سال 1805 به اين طرف تبريز حاكمنشين و مقر وليعهد شده است و اين كار اولينبار به خاطر عباس ميرزا فرزند ممتاز فتحعلى شاه اتفاق افتاد . كىنر در سال 1810 آنجا را يكى از وارفتهترين بلاد ايران نام برده كه فقط 30000 نفر جمعيت داشته . موريه در سال 1812 مقدار جمعيت را 50000 نوشت . پس از استقرار صلح و رفع طوفانى كه بعد از جنگ روس و ايران پيش آمده بود عدهء سكنه كمكم بالا رفت تا به 000 ر 100 و 000 ر 140 رسيد ، و مىگويند درحالحاضر بين 000 ر 170 و 000 ر 200 نفر است . در سال 1886 ژنرال شيندلر نظر داد كه شهر 8 امامزاده و 318 مسجد و 100 حمام عمومى و 166 كاروانسرا و 3912 دكان و 28 پاسدارخانه و 5 كليساى ارامنه داشت ، ولى بسيارى از اين ارقام راجع است به اماكن مطرود و بيشتر مساجد هم تكيه است و بنابراين مجموع كل خالى از مبالغه نيست . كبود مسجد و ارگ - با آنكه تبريز روزگارى بسيار پهناور و جالبنظر بود ، درحالحاضر فقط دو بناى كهن دارد كه قابل ذكر است : يكى كبود مسجد به مناسبت نمونههاى بسيار ممتاز كاشى و ميناسازى كه سابقا در اين بنا به كار رفته ،