جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
648
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
هم فقط دعاهاى مذهبى را به آنها مىآموزند كه اكثر ايشان معنى آن را درك نمىكنند . غير از شهرهاى تهران ، همدان ، كاشان ، خوانسار و گلپايگان كه فقط زبان عبرى تدريس مىشود نه فارسى و كسانى كه خواندن و نوشتن زبان آن سرزمين را مىدانند بطور خصوصى آموختهاند . در همدان بالغ بر صد شاگرد در مدرسهء امريكائى آنجا تحصيل مىكردند . در تهران تقريبا پانزده نفر تحت شرايط مشابهى به آموختن زبانهاى خارجى مشغول بودند . در اصفهان يك كليمى تهرانى كه به دين اسلام درآمده است به نام ميرزا نصر اللّه كه در انگلستان تحصيلات نموده جديدا مدرسهاى تأسيس كرده كه در آنجا بيست تن از جوانان را زبانهاى عبرى و فارسى و انگليسى مىآموزند . محروميت و زجر كشيدن آنها - در سراسر كشورهاى مشرق زمين اين مردم بيچاره ، گرفتار زجر و آزارهائى بودهاند كه رسم و عادت به ايشان و اهل جهان آموخته است كه سرنوشت اين قوم بشمار مىآيد . معمولا آنها ناگزيراند كه در محلهء جداگانهء شهرها اقامت كنند و از دوران خيلى قديم محدوديت و محروميتهائى از بابت اشتغال و لباس و عادات داشتهاند كه آنها را از لحاظ اجتماعى نسبت به ديگران متمايز مىساخته است . اكثريت يهوديان ايرانى به كار تجارت و جواهر فروشى و شرابسازى و ترياكفروشى و نوازندگى و رقاصى و كار تنظيفات شهرى و دستفروشى و پيشههاى ديگرى كه چندان مورد احترام نيست مشغولاند و به ندرت هم در رشتهء بازرگانى مقام شامخى بدست مىآورند . در اصفهان كه مىگويند عدهء آنها 3700 نفر است وضع و حالى بهتر از ديگر جاهاى ايران دارند ، مجاز نيستند كلاه بر سر بگذارند يا در بازار مغازه داشته - باشند و يا ديوار خانهء خود را با ارتفاع بيشتر از همسايهء مسلمان خويش بسازند يا در خيابان سواره عبور كنند . در تهران و كاشان هم عدهء ايشان زياد است و روزگار بهترى دارند . در شيراز وضعشان خيلى خراب است ، در بوشهر مرفه الحال و فارغ از