جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

644

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

كرده است سخن خواهم گفت . در اينجا قصدم اين است كه رويهء دولت ايران را عموما نسبت به اين هيئت‌هاى مذهبى روشن سازم و احتمال پيشرفت يا شكست تبليغات دينى خارجىها را در ميان مسلمين ايرانى باز نمايم . آزادى مذهبى در ايران - روىهمرفته بايد دولت ايران را از لحاظ سياست و رفتار سازگارى كه نسبت به عناصر مسيحى اهالى كشور خويش دارد ستود . چنان كه گفته‌ام نسطورىها در ايران گلهء چندانى از مقامات رسمى ندارند و همچنين است وضع ارامنهء ايران هرچند كه هردو دسته از جهت حس حقارت كه لازمهء وضع اقليتى آنها در مراحل وسط و پايين زندگانى است ناراحتى دارند . دولت ايران مانع تأسيس هيئت‌هاى مذهبى يا بناى مدارس و كليسا و شفاخانهء آنها در قلمرو خود نيست و براى مطبوعات مذهبى و كتاب‌هاى دينى آزادى انتشار هست و اين كتابها را گاهى ناشرين ايرانى در تهران چاپ مىكنند و از اين بابت پادشاهان قاجار پيرو رفتار شاهان صفوىاند كه در زمان ايشان در اصفهان اماكن متعلق به هر چهار دسته « برادران كاتوليك » وجود داشت ، ولى رويهء دولت با طرز رفتار شخصى حكام يكى نيست و آزادى و تأمين هيئت‌هاى مذهبى تابع روش آن حضرات است . مثلا ظل السلطان نسبت به دستگاه دكتر بروس در جلفا نظر خوشى ندارد ، اما حمايتى كه وزيران مختار در تهران از تأسيسات روحانى هموطنان خويش مىكنند تضمين شايسته‌اى براى پيشرفت منظور و مانع كافى از تحميل اجحاف و زور است و روىهمرفته مىتوان گفت كه هيئت‌هاى مذهبى در ايران گله و شكايتى ندارند . انگيزه‌هاى خصومت - بديهى است كه بايد دشمنى خستگىناپذير روحانيون را در نظر داشت . در موقع مسافرتم يكى از سادات نامى اصفهان با رفتار تند و تعصب‌آميزى كه پيش گرفته بود سعى فراوان مىنمود كه مردم را بر ضد عيسويان برانگيزد « 1 » بعضى از آقايان سادات كه از اعقاب پيغمبر بشمار مىروند اسباب تصديعى

--> ( 1 ) - در ماه مه سال گذشته يكى از اين سردسته‌ها به نام حاجى سيد على اكبر جمعى را بر ضد مسيحىها در شيراز برانگيخت كه منجر به تبعيد او از شهر شد . در آن مورد چند نفر مقتول شدند ، اما دولت رفتار استوارى نشان داد .