جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

627

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

توتونى سراسر ايران بود ، با آنكه مقامات بالا اين نقشه را تأييد كرده بودند و شايد مزايائى هم دربر داشت مراكز مالى با گرمى از آن استقبال ننمودند « 1 » . من از نقشه‌هاى بىاعتبار متعدد ديگر جهت استثمار منابع گوناگون ايران بىاطلاع نيستم كه در هر مورد كه امتيازى اعطا شد وجهى بابت حق واگذارى نيز دريافت گرديد ، اما سپس در اثر همان حس عدم تأمين كه شرحش را قبلا ذكر كردم راكد و بىنتيجه ماند . به نام دوست ايران من از تكرار اين عقيدهء راسخ خويش خوددارى نتوانم كرد كه اعطاى امتيازات پىدرپى و تسليم سرمايهء اصلى مملكت در ازاى درهم و دينار به آوارگان بىبندوبار جهان صنعت و تجارت كه براى احراز مقاصد خود يعنى شكار ثروت و مال سراسيمه به تهران آمده‌اند سياستى است كه نه اساس استوارى دارد و نه دال بر وطن‌پرستى است و نه وسيلهء درستى جهت جلب منافع واقعى ايران است . جاده‌هاى مشرق زمين - در ميان علايم تمدن كه در ايران يافته مىشود و يا بايد ايجاد كرد مقام ممتازى را به جاده‌ها بايد اختصاص داد . بيان حقيقت بدبختانه ما را ناگزير مىسازد كه اين مسئله را بيشتر از لحاظ آينده و امكانات آتى مورد توجه قرار دهيم نه فقط جهت گذشته و حال ، اما همين نظريه راجع به تأسيسات متعدد ديگر ايران نيز صادق است و بنابراين موردى براى توضيح يا عذرخواهى در بين نيست . من چندين بار خاطرنشان كرده‌ام كه يكى از مشخصات بارز خاور زمين فقدان همان چيزى است كه ما جاده مىخوانيم كه بواسطهء بىمايگى و يا بى انصافى لغت‌نامهء انگليسى است كه من و ديگران نيز به ناچار همواره اين اصطلاح جاده را دربارهء چيزى به كار مىبريم كه در واقع كوره راه يا اثر پاى اسب و قاطر و الاغ بيش نيست . بر سبيل ندرت بعضى از پادشاهان مشرق با ساختن راههاى

--> ( 1 ) - بعدا سرمايه بدست آمد و كارها شروع شد ، ولى با مخالفت‌هاى سخت محلى ملاها تصادم يافت به حدى كه استفاده از توتون و تنباكو را تحريم كردند و كار اغتشاش آنقدر بالا گرفت كه شاه امتياز را لغو و وعده كرد خسارت صاحب امتياز را جبران كند .