جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

603

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

و راه ترقى او مسدود ؟ با آثار و شواهدى كه در همين فصل خواهد آمد و آنچه پيش از اين بيان شده است خواننده خود در اين‌باره قضاوت تواند كرد ، ولى اين جانب نيز از لحاظ صلاح و صواب موضوع كتابم با امعان نظر دوستانه و بلكه قرين مدارا به شرح اين مقال خواهم پرداخت و از آنجائى كه درست آگاهم كه فاصلهء بين راه و رسم شرق و غرب به اندازهء از قطب جنوب تا شمال است ، و آنچه را كه ما تمدن و گاهى از روى شتاب ترقى مىخوانيم در نظر اهل شرق مفهوم كاملا متفاوتى دارد و ملت‌هاى مختلف راههاى خاصى براى نجات خويش دارند ، بعلاوه با آنچه در نزد ما كند و بطى مىنمايد شايد ديگران را كه با حقيقت سرعت هنوز مأنوس نشده‌اند سرعت بسيار در نظر آيد و هيچ برزگرى هم نبايد از همهء كشت و كار خويش ثمر عاجلى انتظار داشته باشد . صندوق عريضه - از جمله اصلاحاتى كه با حصول نتيجه از طرف پادشاه كنونى عملى شده است كه قبلا هم به ذكر آن پرداختم تأسيس پليس شهرى در تهران و تجديدبناى پايتخت و زيبا كردن آن بوده است و از كارهائى كه اقدام شده ، ولى نتيجه‌اى نداشته است من نظر خوانندگان را به تجديد سازمان ادارى و تأسيس دادگاههاى قضائى و تدوين مجموعهء قوانين معطوف نمودم . در زمرهء اقدامات دستهء اخير نقشه‌اى خوش‌آيند ، اما بىدوام نتيجهء سفر اول شاه به فرنگستان بود . چون اعليحضرت نيك آگاه بود كه تعدىهاى بسيارى وجود داشته كه هيچ وقت به اطلاع او نميرسيده است به پيروى از راه و رسمى كه در جمهورى قديم و نيز بود كه عريضه‌هاى خطاب به هيئت ده‌گانهء حكومت را در دهان مجسمهء سنگى شير مىنهادند ، امر داد ماهى يك‌بار صندوق عرايض در ميدان شهرهاى بزرگ بگذارند و كليدش را نزد خود نگاه مىداشت و مقرر اين بود كه صندوق‌ها را در حضور وى بگشايند ، اما حكام ولايات ايران نيز به قصد رفع اين مايهء تهديد تمهيدى نمودند به اين معنى كه ناظرانى در اطراف صندوق گماشتند و تازيانهء رايگان نصيب آن آدم بىپروائى مىگشت كه جرأت داشت عريضه‌اى