جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

601

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

صاحب‌نظرانى كه ميگويند اصلاح اخلاقى مقدم بر اصلاحات مادى و تزكيهء باطن مرجح بر آراستگى ظاهرى است كاملا حق دارند و گرنه مثل اين خواهد بود كه بر شاخهء درختى پيوندى تازه بزنند كه شيرهء حياتىاش خشك و يا تباه شده و خانه از پاىبست ويران باشد . ممكن است در ايران جاده‌ها و راه‌آهن ساخت و منابع ثروت - خيز آن را به كار انداخت و قشونش را آماده و كارگرانش را ناندار كرد ، ولى باز هم‌آهنگى و انبازى او با ملت‌هاى متمدن ميسر نخواهد گرديد مگر آنكه به كنه روح مردم امكان رسوخ باشد و تكان جديد و عميق در سيرت ملى و رسوم و مبانى آن پديد آيد . من شرح و تصويرى را كه گمان مىكنم خالى از خطاست راجع به حكومت ايران عرضه داشته‌ام ، تا خوانندهء انگليسى وضع و حالى را بشناسد كه خيرخواهان آن اعم از خودى يا بيگانه به چگونگى اوضاع واقف و از وجود مانع مقاومت بسيار سخت كه ناشى از خودخواه‌ترين غريزهء طبيعى انسانى در مخالفت با افكار ترقى خواهى است آگاه باشند . اما با آنكه قصد و نيت ناصر الدين شاه نسبت به اقدامات بديع و جديد قابل ترديد نيست باز خود او تا حدى حامى اين وضع و بساط خطرناك محسوب مىشود زيراكه زر و مال شخصى او از همين راه فراهم مىگردد و بسيارى از ايرانيان در حين محاوره صميمانه نظريات انتقادآميز دارند ، ولى در بيان و صحبت از تجليل آن بساط و ترتيب هم دريغ نمىورزند . در واقع غير از خود شهريار ، هرگونه اقدام و ابتكار به منظور قيام بر ضد معايب راه و رسم ديرين پاك مفقود است و اگر مرد نيرومندى هم مانند پادشاه كنونى حتى به صورت نمونه و آزمايش در اين راه گام - هائى بردارد آن كسانى كه اين جهاد كبير را پىگيرى كنند از كجا توان يافت ؟