جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

575

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

نمىتوان يافت « 1 » بسته به منظور عاجلى كه در بين باشد مىتوان چند قسم از قبيل كميسيون ، درآمد ، شيرينى ، حق‌حساب ، ربايش و بهره ترجمه كرد و به صورت تخمين معنىاش موازنهء دخل و خرج شخصى است و معمولا به پول نقد برآورد مىشود كه از دادوستدها بدست مىآيد . از مذاكراتى كه بين دو طرف يكى گيرنده و ديگرى دهنده يا يكى ما فوق و ديگرى زيردست و يا حتى دو طرفى كه در قراردادى وضع برابر دارند جارى است بدون اينكه طرفى كه جريان كار به نفع اوست و يا نسبت به وى خدمتى انجام يافته باشد امكان ندارد در ازاى آنچه كرده يا داده است مبلغى نقد ادعا و دريافت ننمايد و ممكن است اين نكته را هم گوشزد كرد كه نهاد انسانى در سراسر جهان يكى است و رسم و راهى نظير آن در مملكت خود ما هم يا ديگر كشورها هست و منقدين فيلسوف‌مآب بايد از ايرانيان نيز مانند ساير افراد برادروار جانبدارى نمايند . اين قول تا حدودى وارد است ، اما در هيچ كشور ديگرى كه من ديده‌ام و يا راجع به آن مطالبى شنيده‌ام سيستم مداخل تا اين درجه آشكار و بىپروا نيست و تا اين اندازه هم رواج ندارد و نه فقط به حدود عقل معاش داخلى يا معاملات تجارتى محدود نمىباشد ، بلكه در همه‌جا و در هر رشته از امور زندگانى ديده مىشود كه با اين ترتيب بايد گفت كه جوانمردى و يا خدمت و كار بىتوقع از آن سرزمين رخت بربسته و حرص و آز مال‌اندوزى رواج يافته است . به جاى مطالبى كلى نمونه و مثال هر قضيه‌اى را بهتر نمودار مىسازد . ازاين‌رو من سعى خواهم كرد كه آشكار سازم كه راه و رسم مداخل در هر رشته از زندگانى ايرانيان چه نقشى دارد . شرح واقعيات - قبلا اشاره كردم كه هيچ مقام برجسته‌اى نيست كه بدون عوض مالى يا پرداخت بها بدست آيد و هرگاه موردى باشد كه مقام و منصب را خود

--> ( 1 ) - كلمهء مداخل كه ترجمهء مناسبى در زبان انگليسى ندارد در گوش برخى از مأمورين ايرانى اثر مطبوعى دارد كه فهم آن براى اروپائيان آسان نيست ، يعنى آنچه انسان بوسيلهء رشوه و با وسايل ناروا تحصيل كند . بسيارى از مأموران ايرانى بيشتر در پى مداخل هستند نه دنبال اجر و مزد كه به عنوان مقررى دريافت مىدارند . بنابراين در ايران هر مقامى كه درآمد محدود دارد و فرصت تحصيل مداخل پيش نمىآورد شغل و كار بىمقدارى محسوب مىشود .