جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
549
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
ظل در وسط اين محل ايستاده بود با سردارى كشمير ايرانى و شلوارى خاكسترى و پوتين برقى . وى بر تختخوابى نشست كه از اقلام ممتاز اسباب خانه در هر عمارت ايرانى است دوشكى گلدوزى بر آن نهاده بودند و دو صندلى مقابل تخت بود . در وسط صحبت فرزند خردسال شاه كه كودكى ظريف و ملوس در حدود هشت ساله بود وارد شد كه لباس مخمل ارغوانى بر تن داشت با سگك درشت الماس و چنين ظل السلطان مىنمود كه برادر ارشد اين كودك را بسيار دوست مىداشت و موقعى كه طفل حرف مىزد او را نوازش مىكرد . سايهء شاه - قد كوتاه دارد و براى سن و سال خود بيش از اندازه تنومند است و پيوسته از نقرس رنج مىكشد . نقصى در يكى از چشمها مانع خوشتركيبى صورت او در عكسهاست كه همواره مورد رعايت است . در چهرهء او اثر توأمى از فطانت و سادگى ديده مىشود . وى از وضع حاضر بيزار و ناراضى مىنمود . مقدار كلى