جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

533

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

ميرزا ميسر شد . اين بود ماجراى تخت‌نشينى دو پادشاه اخير و اگر شهريار كنونى همين فردا از دنيا برود ، امكان پيش‌آمدهاى جداگانهء غيرقانونى يا تجاوزات هست ، اما به نظر من هيچگونه شورش عمومى واقع نخواهد شد و جنگ و ستيزى در تصاحب تخت و تاج اتفاق نخواهد افتاد و معتقدم كه وليعهد بدون شليك گلوله‌اى و يا ريزش قطره خونى جانشين او خواهد گرديد . مقايسه‌اى بين 1848 و 1891 - ثانيا اگر مدتى را كه شاه كنونى فرمانرواست در نظر بياوريم و وضع متفاوت ايران را در ابتدا و انتهاى اين دوره بنگريم پيشرفت‌هاى بارز در احراز اسباب تمدن و فرهنگ و آسايش و امنيت ملاحظه خواهد شد . يك سال بعد از پادشاهى ناصر الدين شاه كلمات ذيل از قلم بزرگترين دانشمندان ايران‌شناس تراوش نمود : « در هر گوشه و كنارى دلايل بسيار براى اضطراب و نگرانى هست و اندك و بلكه حداقل بارقهء اميدوارى مشهود است . خزانهء دولت از باقيماندهء نقدينهء وام دولت روس خالى شده است و براى تجديد بنيهء مالى مملكت امكانات محدود و نيروى مؤثر واقعى يا محرك دستگاه حكومت پاك مفقود است و اميد تجديد آن هم در ميان نيست . وضع كلى ولايات براى استقرار سلطانى جوان بر تخت سخت‌تر از اين امكان ندارد ، چون خزانهء دولت تهى است و آراء متشتت و ناتوان به حد وفور است . آثار اعتماد به استوارى كار دولت از هيچ گوشه‌اى نمودار نيست . يك بحران داخلى شايد در شرف تكوين است و بعيد هم نيست كه زياد دور نباشد . » « 1 » به‌هرحال دورهء آينده اين نظريات يأس‌آميز را تأييد ننمود . اينك خزانهء دولت توازن دارد ، البته جاى تأسف است كه مبالغ سرشارى بجاى آنكه در رفاه حال مردم به كار افتد صرف مخارج بىثمر مىشود . حكومت بر پايهء محكمى استوار و بعلاوه نيرومند و مورد احترام است . ايالات چنان كه باز نمودم اطاعت تام دارند و هيچ عنصرى از خانوادهء پادشاهى جرأت ننموده است كه در برترى

--> ( 1 ) - سرهنرى رالينسن در كتاب « انگلستان و روس در مشرق زمين » .