جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
528
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
جوان كه ديگران برانگيخته بودند گرديد . دشمنانش چنان او را مغضوب نمودند كه تا او را كه از كار هم برافتاده بود ، ولى كماكان مهيب مىنمود « 1 » نابود نكردند دست از تحريكات برنداشتند . بايد خاطرنشان كرد كه شاه در آن موقع فقط بيست سال داشت و بعيد نبود كه شاه جوان آلت دست مشاوران بدخواه و بىبندوبار واقع شود و مىگويند كه وى بارها از آن كار اظهار پشيمانى نموده است . عمليات شديد سركوب بابىها در اثر سوءقصدى كه نسبت به جان شاه اتفاق افتاده بود از مقولهء ديگر است « 2 » زيراكه نه تنها به جان شاه سوءقصد كرده بودند ، بلكه هستى خود خاندان قاجار در معرض خطر افتاده بود و بايد فراموش ننمود كه تدبير انواع شكنجهها از سنت بسيار ديرين مشرق زمين است . در قضيهء مجازات سربازانى كه متهم به سوءقصد نسبت به جان شاه درست پيش از سفر دوم او به اروپا در سال 1878 شده بودند عذر و دليل كمترى در ميان است و آن از داستانهاى غمانگيز و حاكى از مهارت سيستم ادارى ايران در كار تهمت و بهتان و ضمنا مايهء خطرى است كه در دستگاه فرمانروايان مشرق زمين بوده است . چند تن سرباز يكى از فوجهاى اصفهان بنابر رسمى كه در ايران است سه سال مقررى دريافت ننموده بودند و باز دستور ادامهء خدمت به آنها رسيد ، از فرصتى كه سفر زيارتى اعليحضرت به شاه عبد العظيم پيش آورده بود استفاده نموده قصد نزديك شدن به كالسكهء همايونى و تسليم عريضه كردند . شاه در آن روز حالت خوشى نداشت و به فراشها امر داد كه مزاحمين را برانند در نتيجه
--> ( 1 ) - راجع به زمامدارى و قتل امير نظام رجوع شود به كتابهاى مرخام ، واتسن ، بانو شيل و بينينگ . ( 2 ) - در اين مورد بود كه ميرزا آقا خان صدر اعظم براى لوث كردن مسئوليت مجازات و تقليل دادن كينهتوزى بعدى فكر عجيبى در سرش افتاد . اجراى مجازات را ميان صدر اعظمها و وزيران و سركردگان و سران دربارى و ميان صنف علما و تجار تقسيم كردند ، وزير خارجه يكى را كشت ، وزير داخله ديگرى را و رئيس اصطبل شاهى سومى را و و و .