جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

495

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

نمود و فقط سالانه باجى دريافت ميداشت . اين سركردهء محلى لشكر بسيار جمع كرد و اسباب بزرگى فراهم ساخت و در زمان حكومت او بود كه سياح روسى گملين به رشت آمد و در ولايات ساحلى به سيروسفر پرداخت . در همين حين در مازندران و استراباد هم خواجهء حيله‌گر قاجار در پى تهيهء نيرو و وسايلى بود كه به زودى او را بر مسند فرمانروائى ايران جا داد . شيخ ويس فرزند على مراد خان زند كه از 85 - 1781 چهار سال تاج ايران را در تصرف داشت از جانب پدر مأمور شد كه اين مدعيان سلطنت را از ميان بردارد و مازندران را مسترد كند و با آنكه ابتدا پيروزى مختصرى نصيبش گرديد باز همراهانش او را ترك كردند و ناچار به عقب‌نشينى شد و موقعى كه سرانجام آقا محمد خان به پيروزى كامل نايل آمد هدايت خان گيلانى از راه جهالت در مقابل آن غاصب كامياب قصد مقاومت نمود و جان خود را در اين كار باخت . از آن پس گيلان و مازندران بدون مدعى و خطر در تصرف خاندان زمامدار قاجار باقى - مانده و محل‌هاى حكومت براى فرزندان و منسوبان پادشاه فراهم ساخته است . قصرهاى شاه عباس كبير در اشرف ( بهشهر ) - هم‌اكنون من به تعلق‌خاطر شاه عباس نسبت به مازندران و عماراتى كه در آنجا ساخته اشاره كردم اينك قصد دارم قبل از ترك موضوع كلماتى چند در اين‌باره اضافه كنم . در مازندران بود كه شاه پيترو دلاواله آن ايتاليائى پرگو و همچنين آن انگليسى هوشمند يعنى سرتامس هربرت را بار حضور داد كه گفته‌هاى ايشان هنوز نقل و بيان مىشود . يك قرن بعد هانواى داستان ويرانى و انحطاط يك‌صد سالهء آنجا را بازگفت . در قرن حاضر هم آن داستان كماكان دوام يافته است . قصرهاى شاه عباس چندتا بود . كاخ‌هاى عمده در يك محوطهء بسيار باشكوه طبيعى در اشرف كه در پنج ميلى جنوب خليج استراباد است واقع شده و منظرهء بسيار دلپذيرى در طرف دريا دارد . جادهء شاه عباس كه از استراباد در جهت غربى امتداد مييافته از قصبهء گز عبور و بعد از بيست و شش ميل به اشرف ميرسيده - اين نام به معنى بسيار وضيع و شريف - است . شاه عباس در صدد برآمد كه اصفهان تازه‌اى در شمال بسازد كه قصرها و