جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
489
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
سر . اف گلداسميد در سال 1874 عايدات را 000 ، 440 تومان نوشت . دايرة المعارف بريتانيا از روى گزارشى كهنه عايدات مازندران را 000 ، 105 تومان قيد و اضافه مىكند كه چيزى براى خزانهء دولت باقى نمىمانده است و كليهء درآمد صرف مخارج نظامى و ادارى ميشده است . اين حرف به نظر من درست نمىآيد . در سال 9 - 1888 درآمد مازندران 139350 تومان نقد و گيلان 000 ، 345 تومان بود و مخارج دولتى و حكومت ولايت مازندران با هزينهء وصول عايدات و عمارات عمومى و غيره فقط 4590 تومان بود و در گيلان 24430 تومان ازاينرو اظهار نظر قطعى دربارهء موازنهء مالى دولت دور از امكان است . تاريخ - ولايات ساحلى درياى خزر كه بوسيلهء كوهها از ساير قسمتهاى ايران جدا شدهاند بدينسبب از لحاظ آب و هوا و خصوصيات اخلاقى مردم و علايق ايشان با نقاط ديگر ايران تفاوت داشتهاند و ناگزير نقش آنها در تاريخ متفاوت بوده است . تخيل انسانى كه نيروى حركت و كاميابى خود را در دوران افسانهاى زندگانى اقوام ميجويد طبيعتا قهرمانان داستانى ايران را در ارتفاعات نواحى بلند قرار داده است . اين قهرمانان در آن مناطق و سامان جنگ و ستيزها كردند و جانوران جنگلها نيز در پيكارها از يك يا طرف ديگر حمايت نمودند در اين نواحى بود كه رستم بر ديو سپيد چيره گرديد و گروهى از افراد طبقهء پائين كه سرنوشت بندگى سزاوارى داشتند در نواحى كمارج نواحى پست مىزيستند . سهمى را كه اين دو ولايت در عهد قديم تاريخ و در نبرد با اسكندر برعهده داشتند ميتوان تحت عنوان هيركانيا در قاموسهاى قديمى ملاحظه كرد و در دورهء مسيحيت نيز فقط در مواردى جزو صحنهء وقايع روزگار نمودار شد . در عصر سامانيان و قرون نخستين اسلامى مازندران قسمتى از ولايت تپورستان بود كه همان طبرستان دوران جديد است . در حدود سال 900 ميلادى خليفه المعتضد باللّه حكومت مازندران را به اسمعيل سامانى داد ، وى مؤسس خاندان سامانى در شمال ايران و بخاراست و اين مقام پاداشى به شمار ميرفته كه در ازاى