جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

450

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

قاجار نوشت ) اين قصر بر نقطهء رفيعى در حدود دو ميلى شمالى ديوارهاى شهر بنا شده است و از دور منظرهء جالب‌توجهى دارد ، زيراكه از ميان شاخ و برگ‌ها در چند رديف سفيد پىدرپى طبقات آن اوج مىگيرد تا در بالا به صورت قصر درميآيد . ايرانىها نظريات مبالغه‌آميز دربارهء اهميت معمارى اين بنا دارند ايشان ميپندارند كه از اين لحاظ بر قصر ويندزور يا ورساى رجحان دارد ، اما وقتى كه به آن نزديك ميشويم آن پندار عزيز ، ولى جنون‌آميز ايشان پاك بىاساس مينمايد و از آنجا است كه بايستى درصدد بررسى و مقايسهء آن با قصور ديگر خواه سلطنتى يا شخصى برآمد و نيك دريافت كه تفاوت از زمين تا آسمان است ( همان فرقى كه بين يك كرجى و ناو جنگى هست ) آن مراحل پىدرپى رواق‌هاى خاكى است كه با آجر فرش كردند و سابقا چشمه و درياچه داشته و مثل چيزهاى ديگر از اين قبيل در ايران رو به ويرانى است . قصر فوقانى محتوى عكسها و تصاوير اشخاص و مناظر از زمان فتحعلى شاه است در يكى از اطاقهاى بالا يا طبقهء پائين تصويرى هم از بوبرومل « 1 » انگليسى يا استرجى ايرانىها و يا استراچى « 2 » بوده كه با هيئت سرجان ملكم به ايران آمده و در دستگاه فتحعلى شاه آن‌قدر دلنواز جلوه نمود كه شاه شعرى در وصف او ساخته و فرموده است تصويرش را براى بيشتر قصرهاى تهران و اصفهان فراهم سازند . در قصر قاجار عكس او بين زال و افراسياب قرار داشته است يعنى حد اعلاى احترامى كه من گمان نمىكنم هيچ فرد ديگر انگليسى احراز كرده باشد . وقتى كه شاه در ماه‌هاى تابستان به سلطانيه مىرفته بانوان باقيمانده را در اين بنا جا ميدادند و ميگويند كه در اين قبيل موارد وى فقط با رقم قليل و محدود يك‌صد نفر زن قناعت مىنموده و اما روايت ايرانيان حاكى است كه تعداد زنان جا مانده به هفتصد تن ميرسيده است .

--> ( 1 ) - Beau Brummel ( 2 ) - نسخه‌اى خطى حاوى اشعارى كه در وصف روى اين جوان در آن زمان سروده شده است در كتابخانه مركزى دانشگاه موجود است . مترجم