جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
445
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
كه نه از لحاظ محل و نه چگونگى برگزارى مسابقه ميزان كار اروپائى چنان كه بايد و شايد در ميان نبوده مثلا چمن و يا خاك ريشهدار نداشتند ، ولى چون اسب ايران به ندرت و شايد هم هيچوقت در عمر خود روى چمن قدم برنداشته امر زايدى است كه در اين يگانه مورد اتفاقى او را به اين وسيلهء راحتى آشنا ساخت . بيابانهاى خشك و خالى خارج شهر كه به اندازهء كافى پهناور و هموار است كه در آن تمام روز بتوان بدون توقف اسبسوارى نمود آسان جوابگوى حاجت و منظور مىنمايد . بعلاوه ميدان خاص شرطبندى ندارند و قمار هم كارى قرين بىاحتياطى است چون هيچ بعيد نيست كه اسب برنده از اصطبل شاهى باشد . سواركاران كودكانى با شلوار گشاد و پيراهن الوان بودند خط سير مسابقه هم تفاوت و مهمترين آنكه درازترين بود تمام كردن گرداگرد ديوارى بود كه كمتر از شش دور نبود . تا آنجا كه من اطلاع دارم ايستويك دقيقترين شرح را دربارهء مسابقهء اسبدوانى نوشته ، وى ميدان اسبدوانى را اندازهگيرى و اظهارنظر كرد كه محيط آن دو ميل و سى يا رد بوده بنابراين به نظر من بزرگترين مسابقهء جام پيروزى تهران يازده ميل و سه چهارم طول داشته . او ضمنا توجيه نمود كه اين مسافت در مدت بيست و شش دقيقه و بيست و نه ثانيه طى شد . بايد به خاطر داشت در سرزمينى كه اسب وسيلهء مسافرت است و گاهى مسافتهاى بسيار دور با همين وسيله طى مىشود آنچه در درجهء اول اهميت است لزوما استقامت و طاقت است نه سرعت و تا اندازهاى كه من مىدانم ايرانىها سرعت را در مسافت كم كه در كشورهاى همجوار ما مورد توجه سرشار است سزاوار توجه تلقى نمىنمايند . لازمهء چنين كارى اصلاح و پرورش اسبهاى بومى است . نگارستان - تهران و حومهء آن از هيچ لحاظى عجيبتر نيست و به هيچ صورتى هم وضع و كيفيت بساط سلطنتى شرق را بهتر از قصرهاى شاهى و اقامتگاههاى ييلاقى نمىتوان مجسم ساخت و تقريبا مىشود گفت كه اين قصرها در همهء حوالى پايتخت