جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
30
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
در ميان جلگه هنوز مزار مرمرين سفيدى هست كه با احتمال قوى تابوت طلائى و پيكر كوروش را زمانى در برداشته است . در مسافتى كه چندان دور نيست مقبرهء داريوش از لبهء بريدهء پرتگاه عمودى تختهسنگى ديده مىشود . روبروى آن در بارگاه شاهنشاهى تخت جمشيد ستونهاى واژگون و لرزانى هنوز برپاست و در ميان انبوه آثار كهن حجاريهائى كه زيور كاخ خشايارشا و تالارهاى دربار اردشير ثانى بوده نمايان است . بناهاى قديمى - اگر اندكى در ميان اين آثار باستانى كه پيوسته يادآور دوران گذشته است درنگى كنم سزاوار سرزنش نخواهم بود . اين آثار در نظر ما آشكار مىسازند كه به همان ترتيبى كه ايران دورهء قرون وسطى با ايران جديد از لحاظ ثروت و جلال بسيار متفاوت بوده به همان قسم ايران باستانى زمان هرودوت و گزنفون هم از جهات عظمت و جلال بىحد و قياس بر ايران قرون وسطى تفوق داشته و هنوز باوجود وضع و حال ويران خود بيشتر مورد تكريم و احترام است . با آنكه من به شرح و بيانى راجع به اين ابنيهء قديمى و تاريخى خواهم پرداخت دربارهء جزئيات معمارى و مهندسى آنها چيزى نخواهم گفت چون اينگونه مطالب را در كتابهائى كه بيشتر جنبهء فنى دارد نيك مىتوان يافت ، ولى از آخرين اطلاعات علمى و حاصل كاوشها ياد خواهم كرد ، زيرا كه من به هيچوجه با آن دسته از افراد همفكرى ندارم كه با شتاب از سرزمينى مىگذرند ، با اين خيال كه يادداشت - هاى سطحى و كوتاه جهانگردى ممكن است جانشين زحمت و كار گروه بىشمارى از دانشمندان و اهل تحقيق شود . يك سياح تاريخنويس كه در پيش نفس خويش قدر و احترامى دارد با تقدير و امتنان از نتيجهء كار و تحقيقات ايشان با همان رويهء تاورنيه « 1 » نويسندهء قرن هفدهم بهرهمند مىشود كه نوشته بود : « در كارهاى فكرى خود به قدر وافى و كافى از علم و دانش و زباندانى و جغرافيا و نقشهها و كتابهاى مسافران پيشين الهام يافتهام كه بدون آن مسافران عادى به آسانى و با آن همه نظم و كمال نخواهند توانست موضوعات را دريابند
--> ( 1 ) - Tavernier سياح فرانسوى .