جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
439
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
آلمانى و كلاههاى پوستى بلند و اونيفرمهاى گوناگون تقريبا از تمام قشونهاى اروپائى همهجا ديده ميشوند . پليس تهران هم نيك جالبتوجه و عدهء آنها بالغ بر سيصد نفر است كه كنت ايتاليائى مونت فورت تشكيل داده و اداره مىكند . وى از خدمت لشكرى بمبا در ناپل بازنشسته و در اتريش مقيم شده بود و شايد از جانب امپراتور و يا شخصا به خدمت شاه ايران درآمده است . اين نفرات پليس پيوسته در پاسدارخانه كه در سراسر شهر پراكنده است ديده ميشوند و اونيفرم سياه با يقه و سردست مغزىدار مخملى بنفش بدونشك بسيار جالب و زيبا است ، اما عجيبترين منظره در خيابانهاى تهران كه از مختصات آنجاست هيكل شاطرهاست كه هركجا شاه ميرود آنها از جلو كالسكه يا اسب او دواندوان ميروند و در نظر بيگانههائى كه با تاريخ دربارى ايران آشنا نباشند سخت جالبتوجه و حيرتانگيز مىنمايند « 1 » .
--> ( 1 ) - براى ملاحظهء تصويرى از اونيفورم شاطرها در عهد فتحعلى شاه رجوع شود به گراور زيبائى كه از روى نقاشى جى . بى . موريه تهيه شده و در آن نمايشى از ورود شاه به تهران در سال 1815 ترسيم گرديده است . دكتر فراير در سال 1876 آن لباس را چنين تعريف مىكند : شاطرها يگانه كسانىاند كه عمامهء خود را با پر آرايش مىدهند ، زنگولهء كوچكى به كمر خود مىبندند ، چماقى در دست و غاشيهء ارغوانى - رنگ قلابدوزى بر دوش و چارق بر پا دارند . نيمتنهء چسبان و شلوار دراز تا پائين زانو دارند ، اما در دورهء صفويه شاطرها مقامى بالاتر از خدمهء تشريفاتى داشتند ، در آن ايام اين جماعت وابسته به صنفى بودند كه در آن احراز مقام شاطرباشى مستلزم امتحانات سختى بود كه فقط براى افرادى ميسر بود كه در دشوارترين مسابقهها شركت كنند و توفيق يابند . آنها مىبايست در حال دويدن دوازده تيرى را كه يك به يك از ستونى به فاصلهء يك فرسخ از دروازهء كاخ شاهى اصفهان انداخته مىشد جمعآورى كنند و بدين قرار مىبايستى از بامداد تا شامگاه مسافتى را در حدود سى و شش فرسخ يا 108 ميل طى كنند . روز برگذارى اين مراسم از تعطيلات عمده به شمار مىرفت و هركسى از شاه تا گدا در كاميابى داوطلب ذى علاقه بود . وزيران و نجبا سواره از كنار دونده يورتمه همىرفتند و او را در كاميابى تشويق مىنمودند و اشخاص علاقهمند به او انواع ميوه و خوراكى به منظور تشويق مىدادند . شاردن در 26 مه 1667 ناظر يكى از اين مراسم بوده و چنين تعريف كرده است كه در آن مورد شاطر كامياب تقريبا چارده ساعت جهت پيمودن مسافت لازم در حركت بود . وى نام دوندهء ديگرى را در عهد شاه صفى ياد مىكند كه همان مسافت را در دوازده ساعت پيموده بود . تاورنيه مىنويسد : شاطرها از دورههاى خيلى پيش بودهاند . نام آنها بوسيلهء سياح ونيزى جوزفا - باربارو دويست سال قبل از شاردن در تبريز ذكر شده است و بدون ترديد يادگارى از دوران بسيار قديماند . در فصل سلاطين نخستين ( انجيل ) هم مىخوانيم : « سپس عدونى جاه فرزند هگيس با انبساط خاطر فرمود كه تخت شاهى وى را نصيب خواهد گرديد و پى ارابه و نفرات سوار پنجاه تن ديگر باشند كه از جلو او دواندوان بروند » .