جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
421
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
وسيعى را مسكون و اجتماعات بزرگى را مرفه ساخت و ناگوارتر اين است كه اطلاع مىيابيم كه جواهراتى كه در معرض تماشاست كليهء گنجينهء سلطان نيست ، بلكه مقدار كثيرى ديگر از انواع جواهرات و سيم و زر به صورت شمش در انبارهاى طبقهء زير زمين هست كه حداقل ارزش آنها را سه ميليون ليره انگليسى گفتهاند و من از اظهار بالاترين رقم قيمت آنها خوددارى مىنمايم . وطنپرستى از ناحيهء فرمانروايان كارى دشوار نيست خاصه وقتى كه امكان آن هست كه با كمك انبار جواهرات و كيسههاى زر ، گامهائى نيز در اين راه برداشته شود . در زيربناى موزه چند زير زمين هست بنام چينىخانه كه در آنجا مقدار معتنابهى از اجناس ساخت سور « 1 » و در سدن « 2 » و ورستر « 3 » قديمى و چينىهاى ديگر انبار شده است و آن هداياى سلاطين اروپائى به پادشاه فعلى و شاهان قبل از اوست . بعلاوه يك اسلحهخانه هست كه سلاحهاى عجيب و غريبى دارد و تفنگهاى معمولى و شكارى اعليحضرت در آنجاست و يك دهليز هم داراى مقدار زيادى از آثار آخرين نقاشى هنرمند ابو الحسن خان غفارى است كه لقب صنيع الملك داشته است . اين قسمتها را من نديدهام . تخت طاوس و آنچه راجع به آن گفتهاند - در سمت ديگر بالاى سرسرا اطاقى هست كه گاهى محل شورا ناميده مىشود . من در همينجا به حضور شاه بار يافتم و هر نوبت كه آنجا را ديدم به كلى خالى بود ، غير از چيزى كه كنار پنجره در گوشهاى قرار داشته و آن تخت طاوس معروف است كه نادر شاه در سال 40 - 1739 از هندوستان به غنيمت آورده است و نويسندگان متعددى دربارهء آن قلمفرسائى كردهاند ( كسى هم نظر مخالفى اظهار نكرده است ) كه همان تخت طاوس است كه در ديوان خاص دهلى بود ( هنوز محل آن را نشان مىدهند ) و زيور عمدهء دربار مغول كبير به شمار مىرفته . از ملاحظهء نظريات همهء نويسندگان كه راجع به اين موضوع مطلب نوشتهاند من به اين نتيجه رسيدهام كه ادعاى مزبور بىاساس است و تخت
--> ( 1 ) - Sevre ( 2 ) - Dresdene ( 3 ) - Worster