جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

419

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

ساخته شده ، تعداد شمشيرهاى مرصع و غلاف‌ها و سردوشىها و جام‌ها و ظروف و جعبه‌ها و قليانها خارج از اندازه است . در جعبه‌هاى جداگانه‌اى هم جواهرات ناتراشيده ديده مىشود . در انتهاى تالار تختى جديد است ، اگرچه شايد ساخت آن خيلى تازه نباشد و آن به صورت بلندى است كه با ظرافت بسيار جواهرنشان و كاملا ياقوت و زمردكارى شده است و من راجع به سابقهء اين اثر هنرى زيبا چند كلمه‌اى در اينجا ذكر مىكنم . براى من تعريف كرده‌اند كه هر موقع شاه از اين تالار استفاده مىكند كه مواردش متعدد است مثلا در روز بارعام و حضور نمايندگان خارجى در مراسم سلام نوروز ، اعليحضرت ترجيح مىدهد در انتهاى جنوبى تالار توقف و بر تخت جلوس كند . در سمت راست بر ديوار تالار مجموعهء ذى قيمتى از اشياء نفيس و يا تفنگ‌هائى است كه وى از سفر اروپا همراه آورده است . در اينجا حمايل و نشان‌هاى دولت‌هاى خارجى و از جمله نشان گارتر ( از انگلستان ) و يك رديف جالب‌توجهى هم از نشان‌هاى روسى است . در سمت ديگر بشقاب‌هاى بسيار ممتاز نقره و طلا و جعبه‌هاى جواهرنشان و ظروف زرين و سيمين و قابى نيز حاوى عكس خاندان سلطنتى انگليس از دورهء مسافرت اول شاه در سال 1873 و نمونه‌هائى از مشبك‌كارى و اقلام متعددى از عاج و استخوان و همچنين ظريف‌ترين ظروف چينى و چندتا هم از مسواك‌هاى شش‌پنسى ( طبقه بندى با بدسليقگى تمام ) بر ديوار چند تابلو رنگى روغنى متوسط و مكروه و چند صفحه كاشى شفاف هم راجع به مراحل مختلف زندگانى پادشاه فعلى ديده مىشود . مىگويند سه قطعه از جواهرات عالى متعلق به خود شاه يك سنگ ياقوت تراش نشده است كه روزگارى به او رنگ زيب ( پادشاه مغولى هند ) تعلق داشته و بر نوك تاج كيانى است و قطعهء الماس درشتى كه بر انگشتر است كه پادشاه جرج چهارم ( انگلستان ) براى فتحعلى شاه هديه فرستاد كه بنابر شايعه ، بىدرنگ دروازه‌هاى پايتخت و قلب سلطان را باهم تسخير كرد و بالاتر از همه درياى