جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
410
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
ساير ميدانها - دو ميدان ديگر را هم مىتوان نام برد يكى ميدان مشق كه محلى وسيع و باز است و يك ربع ميل طول دارد ، براى تعليمات و زمين رژهء سربازان است . من در آنجا شاهد نمايشهاى نظامى بودم كه شرحش را بعدا ذكر خواهم كرد . اين ميدان در شمال غربى ميدان توپخانه است و از دروازهاى در شمال غربى از طريق خيابان سفرا ( علاء الدوله . م . ) به آنجا مىرسند . ميدان ديگرى هم به نام ميدان شاه است كه در بيرون باغ وزارت جنگ واقع است و بخش جنوبى محوطهء سلطنتى است كه حوض بزرگى در وسط و توپ عظيم برنجى دارد موسوم به توپ مرواريد كه همواره در تهران مكان مقدس بست براى مجرمان فرارى است و پناهگاهى واقعى بوده است . تاريخنويسان متعدد شرح و بسط متفاوت و متضاد راجع به اين توپ تنومند نوشتهاند بعضىها گفتهاند كه آن را نادر شاه از دهلى آورده و در آنجا اصلا بر دهنهء آن يك رشته مرواريد نصب شده بود و بعضى ديگر نوشتهاند كه نادر شاه مرواريد را در ايران بر آن تعبيه كرد . سر . ار . كرپورتر مىنويسد اين همان توپى است كه شاردن در ميدان اصفهان ديده بود ، ولى چون شاردن در آنجا توپى خواه بزرگ يا كوچك نديده و يا تعريف نكرده بود تأييد اين نظريه مقدور نيست . در جاهاى ديگر خواندهام كه كريم خان زند آن را در شيراز نصب كرده بود و چون مدتى هم در يكى از امامزادههاى شيراز پنهان ماند قدس و بركتى به آن نسبت مىدهند كه پس از انتقال به پايتخت قاجاريه محفوظ مانده است ، ولى جهانگير خان آخرين وزير صنايع ظريفه براى اينجانب حكايت مىكرد كه بنابر قول وقايعنگاران اين يكى از توپهائى است كه نيروى مشترك ايران و انگليس به سال 1622 در جزيرهء هرمز از پرتغاليها بدست آوردند . حقيقت هرچه باشد اين اختصاص نيمه قديمى توپ خللپذير نيست . يك گارد توپخانه در كنار آن گماشتهاند و زنان عقيم به قصد درك فيض به آنجا مىروند و از زير توپ مىگذرند تا شايد باردار شوند و به مراد خويش برسند .