جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

407

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

عنوانى بر سردر كارخانهء چراغ گاز ناگهان در رديف آلونك‌هاى گلى كه به صورت بارزى آسيائى است توجه را جلب مىنمايد . ترامواها در بعضى خيابانها بالا و پائين مىروند و در ميان انبوه جمعيت عمامه و كلاه شرقى و كلاه نمدى اروپائى درهم آميخته است و از ميان موج ازدحام سواران و پياده‌ها و شترها و الاغ‌ها و درشكه‌هاى دواسبه حامل يكى از وزراء يا رجال در حركت است . مغازه‌ها شيشه و عناوين اروپائى دارند . تيرهاى چراغ كه براى گاز در خيابان‌ها نصب شده بود اينك چراغ‌هاى نفتى را بطور موقت و نامطمئن بر آنها قرار داده و با اين كار جهان تمدن را مسخره كرده‌اند . معابرى كه پياده‌رو دارد و درخت‌كارى است نمودار مختصرى از سبك و سليقهء اروپائى است . خيابان‌هاى سنگ‌فرش شده و با آب جارى بعد از روزهاى ديرگذرى كه در راه‌هاى مال‌رو و ناهموار طى شده است كم‌وبيش حالت وجد و تكانى در انسان ايجاد مىكند و شگفت‌آور اين است كه ظاهرا اهالى شهر اين نهرها را با مجارى فاضل‌آب اشتباه نمىكنند . ما در امتداد كوچه‌هاى عريض و مستقيم سواره پيش مىرويم كه به ميدان - هاى وسيع منتهى مىشود كه در حاشيهء آن رواق عمارتهاى بزرگى است . خلاصه ما در شهرى هستيم كه در شرق واقع شده و رشد و ترقى كرده است ، ولى رفته - رفته جامهء فرنگى بر تن مىكند و اگر مقصد و نهايتى قابل تصور باشد مىتوان گفت كه خواه‌وناخواه تهران در راهى افتاده است كه بر مبناى آسيائى شكل و قيافهء اروپائى خواهد يافت ، البته در نظر احدى هم جز همان پايتخت آسيائى نخواهد بود و حتى در بخش اروپائىنشين هم اين شهر جامهء عاريتى غيرقابل تحمل و چرند را كه در كوچه‌هاى غالاطه و پرا ( در اسلامبول . م ) ديده مىشود بر اندام خويش نينداخته است و خصوصيات اين شهر كيفيت خاصى دارد كه با كليهء چيزهائى كه در ساير پايتخت‌هاى آسياى مركزى ديده‌ام به كلى متفاوت است . گاهى مىشنويم كه جيپور ( در ايالت راجستان هند . م ) را عالىترين