جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
25
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
آتشى برافروخته شد كه هرچند در مهد اصلى خود خاموش شده است ولى شعلههاى لرزان اما استوار آن هنوز در پناهگاه غنى و قرين آسايش بمبئى فروزان است . درام تاريخ ايران - وقتى كه از مدارج عالى و پرشكوه تاريخ ايران به پائين مىنگريم با نامهاى بسيارى برميخوريم كه از دوران كودكى در خاطرمان مانده است و اگر بخش داستانى آن را هم به اين عنوان كه به دورهء اساطيرى تعلق دارد و اين نكته در مورد ايران غامضتر و ناشناختهتر از كشورهاى ديگر است كنار بگذاريم باز اسامى پادشاهانى مانند كوروش و داريوش و خشايارشا و اردشير را خواهيم ديد كه كتيبههاى ايشان هنوز آوازهء عظمتشان را از تالارهائى كه از آنجا فرمانروائى مىنموده و جشنها برپا مىداشتهاند منعكس مىسازد ، و افراد و اتفاقات پىدرپى و درخشان كه گاهى از بدايع روزگار و زمانى هم از فجايع جهان بشريت بودهاند ، مانند اسكندر و چنگيز و تيمور و نادر در دورههاى مختلف با آثار آتش و خون در صحنهء تاريخ ظاهر شدند . مخوفترين روز امپراتورى اخير روم وقتى بود كه لشكريان كراسوس در دشت كرخه تارومار گرديد . دوبار قيصران رومى در پيشگاه يك فاتح ايرانى يا نيمهايرانى سر تسليم پائين آوردند . يكى هنگامى بود كه امپراتور والرين تا زير ركاب شاپور اول گردن فرود آورد و ديوژن امپراتور روم نيز اسير الب ارسلان يعنى آن شير كلان شد و مرگ امپراتور سومى در ميدان جنگ يعنى ژوليان نامدار براى شاپور دوم فتح و ظفر بىارزش و كمترى از پيروزى در صحنهء كارزار نبوده است و دوبار هم در عهد خسرو انوشيروان و باز در دوران نوادهاش خسرو دوم يا خسرو پرويز خطوط مرزى ايران تا مديترانه امتداد يافت و هيبت و اسلحهء لشكريانش تا سامان امپراتورى بيزانس را فراگرفت . سپس دوران شمشير عمر و گسترش عالمگير قرآن فرارسيد . در دورههاى آينده هم نامهاى درخشان ابو على سينا و فردوسى و عمر خيام و سعدى و حافظ زيور تاريخ ادبى ايران شد و براى اين كشور ميراث فناناپذير بلندنامى و افتخار باقى گذاشت . سرانجام خاندانى محلى و يك مذهب همآهنگ ايرانى ظهور نمود و نام شاه عباس كبير تا اين لحظه با آنچه در عرض سه قرن تاريخ ايران دال بر پايدارى و بزرگى است قرين بوده است .