جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
375
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
نام رسيديم كه شاه عباس دوم كاروانسراى ممتازى در آنجا ساخته و داراى چنارهاى عالى بوده است . در بالاخانهء چاپارخانهء ميامى اقامت نمودم . در همينجا اودونوان را عدهاى از حجاج خشمناك عرب محاصره كرده بودند و او با سختى از خطر مرگ نجات يافت و در همانجا دكتر جان كورميك كه چندين سال پزشك مخصوص عباس ميرزا بود به مرض حصبه در سال 1833 وفات يافت . ارميان - مرحلهء بعدى از ميامى تا شاهرود كه چهل و يك ميل است در ايران از درازترين منزلها بوده و تلفات بسيار داشته است و به منظور تسهيل كار پست اينك در ميان اين راه چاپارخانهء ارميان ساخته شده است . قسمت اول اين جاده كوهستانى سنگلاخ است . از دو آبادى كوچك عبور كرديم كه هريك جويبارى داشت كه مسيرش از كوه تا ده با درختان تبريزى مشخص شده بود . ارميان به طرز دلپذيرى در دامنهء يكى از تپهها واقع گرديده و آب فراوانى از كنار آن و از پهلوى در چاپارخانه جارى است و مآلا چند قطعه زمين مرتبى را كه در پائين دهكده واقع است مشروب و مزروع مىكند . نصف راه تا شاهرود از ميان رشتههاى پرپيچ كوهها مىگذرد و تا جلگهء شاهرود كه ارتفاعش هزار پا از ارميان كمتر است امتداد مىيابد . قلعهء برفى شاه كوه كه بين شاهرود و استراباد بلندترين قلهء البرز است تمام روز در جلو من بود و ميدانستم كه شاهرود بر دامنهء آن واقع شده است . در يازده ميلى شاهرود براى اولين بار چشمانداز جلگهء پهناور آن نمايان مىشود كه در حدود ده ميل عرض دارد و سه نقطهء جداگانه سبز و خرم ديده مىشود دوتا از آنها دهات كماهميتى است دورترين و بزرگترين كه درست تا دامنهء البرز امتداد دارد شاهرود است . بنابراين شهر در زير درختان قرار دارد و پس از طى راه از ميان ديوار باغات و بوستانها ناگهان به خيابان اصلى شهر وارد شدم .