جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
21
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
سياسى را بايد انصافا به اهل سياست واگذار نمود و اين كار هرگاه با سعى بى - غل و غش معمول شود بطورىكه در اين اثر خواهد شد متضمن صلاح بيشترى خواهد بود تا موضوع بدون هيچگونه نظرى يا خودخواهى ، بلكه از لحاظ سياست امپراتورى و با توجه به ارتباط شايستهء آن با قضيهء جامعتر سياست آسيائى كه از اين جهت روىهمرفته نقش خالى از اهميتى ندارد مورد رسيدگى قرار گيرد . رابطهء قضيهء ايران با امپراتورى هند - در فصلهاى آخر جنبههاى سياسى اين كتاب صريحا بيان شده است و احتياجى به كتمان اين حقيقت نيست كه از لحاظ همين جنبه هم هست كه من علاقهء تام و تمام دارم و بىتعارف هم ترجيح مىدهم كه پديدآورندهء اثرى سياسى باشم كه فراخور سليقهء طبقهء مطلع باشد نه سفرنامهاى كه در نزد عموم مورد پسند واقع شود و به اين موضوع نيز از اين جهت اعتراف مىنمايم كه در صورت احراز اين منظور خاص شايد نتيجهء كارم پايدار بماند و گرنه وضع و صورتى گذران خواهد داشت . اما در مقام غور و تأمل راجع به كشورها و امارتهاى مركزى در نظر من هيچ قضيهاى از لحاظ اهميت با نقشى كه تركستان و افغانستان و منطقهء ماوراء بحر خزر و ايران ممكن است و يا قادرند دربارهء سرنوشت آيندهء شرق ايفا نمايند قابل مقايسه نيست . در نظر بسيارى از مردم ، نام اين كشورها فقط نشانههائى از نقاط دوردست و يا يادآور عجائب روزگار و هزاران داستان عشقى است ولى به نظر من آنها مهرههاى شطرنج فرمانروائى بر جهاناند . ازاينرو آيندهء بريتانياى كبير در اروپا و حتى در درياها و اقيانوسها كه در زير سايهء پرچم اويند و يا در خود انگلستان كه هستيش وابسته به وجود فرزندان اوست تعيين نخواهد گرديد ، بلكه در آن قارهاى تعيين خواهد شد كه نياكان مهاجر ما اصلا از آنجا فراآمدهاند و فرزندان ايشان به صورت كشورگشايان به همانجا بازگشتهاند . انگلستان بدون هندوستان امكان زيست ندارد . در دست داشتن هند سند تعويضناپذيرى در فرمانروائى بر جهان شرق است . از زمانى كه هند شناخته شده است سرورانش همواره صاحب اختيار نيمى از جهان بودهاند . انگيزهاى كه