جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
352
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
مسجدى ممتاز و كتابخانهاى كه از شهرت جهانى برخوردار و يكى از چهار شهر شاهى امپراتورى خراسان بوده است . ويرانى پىدرپى نيشابور - اما دور و تسلسل نيك دوام يافت و مىتوان گفت كه از قرن دوازدهم به اين طرف هر خرابى نيشابور مقدمهء آبادى آن شده و همين كه ساختمانش به پايان مىرسيد باز محكوم به ويرانى مىگرديد . هيچ شهرى قدرت تجديد حيات بيشترى نشان نداده و هيچ شهرى هم اين همه زياد هدف انهدام پىدرپى قرار نگرفته است . در اين انتقام ، طبيعت هم با ايشان همچشمى نمود چون از آنچه سرداران فاتح صرفنظر مىكردند زلزله بر باد فنا مىداد . در قرنهاى يازدهم و سيزدهم سه زلزلهء بزرگ اتفاق افتاد و رسم و كار طولانى تاختوتاز هم با هجوم تركمنها در سال 1153 ميلادى در پادشاهى سلطان سنجر آغاز شد و آن فاجعه بقدرى شديد بود كه وقتى كه سكنه به شهر بازگشتند از پيدا كردن خانهء خويش بازماندند و اگر تركمنها در تاختوتاز خود شلاق در دست داشتند لشكريان چنگيز مغول با تازيانهء بلا به جان مردم افتادند . ايشان در سال 1220 ميلادى به فرماندهى تولوى خان پسر چنگيز با آتش و شمشير بر شهر هجوم بردند و به قول مورخ معتبرى تا 000 / 740 / 1 تن را از دم تيغ عبور ندادند پيمانهء جنايت ايشان لبريز نشد و شهر را چنان خراب كرده بودند كه اسبها از روى خرابهها به آسانى عبور مىكردند . پنجاه سال بعد نيشابور باز آباد شد ، ولى بههيچوجه خوشآيند نيست كه داستان غمانگيز ويرانى پىدرپى آن را تكرار كرد . مغولها ، تاتارها ، تركمنها و افغانها به نوبت اين شهر را هدف ساختند و آن را رفتهرفته به حالى انداختند كه در قرن هيجدهم مخروبهء عظيمى بيش نبود . بعد از وفات نادر شاه در 1747 ، نيشابور در مقابل حملهء احمد خان ابدالى افغان مقاومت نمود ولى بعد از شش ماه