جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

340

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

مجلل كاخ ويندسور معاوضه نكند ، ولى انديشهء صبح آينده كه بايستى در ساعت چهار يا پنج در تاريكى و سرماى زمستان برخاست و با كمك شمع لرزان لباس پوشيد و لوازم را بر چهارپايان كه در حياط ايستاده‌اند صحيح و سالم بار كرد در اين وضع و حال است كه انسان گاهى به اين خيال مىافتد و حتى موقتا به ياد ضرب‌المثل بازى و شمع خواهد افتاد و به ذهنش مىگذرد كه زندگى در وطن و خانه چه اندازه گواراست . اسب چاپارى ايرانى - يكى دو كلمهء ديگر هم راجع به اسب چاپار ايرانى صحبت بداريم چون هيچ‌كس نيست كه شصت هفتاد تا از اين حيوانات را در مدت چند هفته سوار شود و خواه و ناخواه نظريات كلى راجع به اين جنس چهارپا پيدا نكند . البته مسافر بهترين اسب را از ميان همه كه تعريفى ندارند براى خود انتخاب مىكند ، ولى بايد مواظب كار شاگرد چاپار بود كه قلق هر اسب را خوب مىشناسد و اگر از او غفلت شود هيچ بعيد نيست كه بيشتر در فكر آسايش خود باشد نه خرسندى خاطر مخدوم . وقتى كه از چاپارخانه بيرون آمديد پس از پيمودن چند قدم مراقبتى نسبت به قدم اسب ضرورى است و هنوز سيصد گام طى نكرده‌ايد كه معلوم خواهد شد آيا سه چهار ساعت آينده را قادر به تحمل خواهيد بود و يا آنكه با رنج و عذاب خواهد گذشت سرعتى را كه يك مسافر اروپائى بايستى ترجيح دهد يورغه بلند و گاهى نيز قدم معمولى است . ايرانىها وقتى كه يورغه و چهارنعل نمىرانند يورتمهء كوتاه و نشسته را ترجيح مىدهند كه بر زين انگليسى خيلى مايهء درد و ناراحتى است . در تمام مدت مسافرتم با چاپار فقط دو بار اسبى ديدم كه يورتمهء انگليسى مىرفت . هر شاگرد چاپار و در واقع هر سواركارى بايستى شلاق تابيدهء چرمى بلند در دست داشته باشد و اگر تازيانهء قوى در اختيار نباشد ضربات عادى كمترين واكنشى در حيوان ايجاد نمىكند . از اين جهت بايد گفت كه هرچند نامش شاگرد چاپار است ، ولى خود او مرد تمام است وى بر زين اسب سوار نمىشود ،