جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
298
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
از احتمال است كه به خاطر نجات وى جاننثارى كنند ، ازاينرو مىتوان گفت كه اطاعت و وفادارى ايشان خالى از خطر نيست . بر ضد افغانها كه مذهب تسنن دارند و غرضى ديرين ، اين احساسات را تا حد اتحاد ملى مىتوان تهييج نمود ، ولى من در اينجا توجهى به امكان وقوع جنگ و جدالى بين ايران و يك دشمن آسيائى ندارم ، بلكه منظورم نقشهها و خيالات دولت تزارى است . بنابراين اگر همين فردا روسيه اقدام خصومتآميزى بر ضد خراسان بكند از سكنهء اين ايالت چه انتظارى مىتوان داشت ؟ ابهت روس - پاسخم اين خواهد بود كه اگر در مقابل چنين نهضتى كمترين قدرت نظامى پيش آيد هيچ حركتى نخواهند كرد و بلكه ساكت و آرام خواهند نشست و تغيير فرمانروا را با رضا و تسليم تحمل خواهند كرد و خواهند گفت كه تقدير چنان بوده است و آن نيز خواهد گذشت و هرچه باشد كارها بدتر نخواهد شد . تباهى بىحد و حساب دستگاه فعلى ادارى ايران كه در نتيجهء آن مردم بيچاره ديرزمانى بدون آنكه اميد داد و نجاتى داشته باشند جور و اجحاف ديدهاند به آنها اين درس را آموخته است كه از جزئىترين اثر و حركتى كه نويد تغيير دربر داشته باشد استقبال بسيار نمايند و من قادر به اين اظهار نيستم كه آيا شمالىها در ايران محبوبيت دارند يا نه و با آنكه به منابع بسيار و به صورتى دامنه - دار مراجعه نمودم و جوابهاى مختلف و متضاد از افراد شنيدم . ولى شهرتى كه ايشان در خراسان به مناسبت آزادى افراد ايرانى كه در بخارا و خيوه اسير و بيشترشان هم ايرانى و از همين ايالت خراسان بودند « 1 » و نجات يافتن آنها در
--> ( 1 ) - خلاف اين قول را هيچگاه نشنيده بودم تا وقتى كه در كتابى روسى راجع به ايران نوشتهء اوگورودينىكف كه به سال 1878 در سن پطرزبورگ انتشار يافت بدستم رسيد . نويسندهء روسى از جانب انجمن امپراتورى جغرافيائى مأمور شد با كاروان تجارتى كه زير نظر ژنرال گلوكخوفسكى در سال 1874 به مشهد برود و اظهارات او يعنى گفتههاى يك تاجر روسى بنام بوم گارتن بود كه ساليان دراز در شاهرود اقامت داشت و مسافران انگليسى مانند بيكر ، ناپير و مكگرگور او را ملاقات كرده بودند . بوم گارتن كه از قرار معلوم مىدانست چه مىگويد و حس ضد روسى نداشت مىگفت آزادى ايرانيان هيچگونه محبوبيتى براى روس توليد ننموده است و اظهار ميداشت كه ايرانىها با آنكه نسبت به روسها تملق مىگويند با ابراز تحقير هم عقيده دارند كه ايشان اخبار رفتار و طمعكارى آنها را به عرض شاه مىرسانند .