جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

283

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

مراجعه كند ( از قبيل شاهرود ، سبزوار ، نيشابور ، بجنورد ، شيروان و قوچان ) با چشم ظاهربين آثار نفوذ روس را در همه‌جا خواهد ديد و مثل اين است كه دكانها پر از قماش و قند و شكر و چينىآلات و فلزآلات روس و در واقع تمام چيزهاى ارزان زندگى شهرى است . هرگاه از راه بندر گز و استراباد و شاهرود و يا از طريق عشق‌آباد و قوچان به خراسان وارد شويم ، اين قبيل اجناس از يك سر خراسان تا طرف ديگر همه‌جا ديده مىشود و امكان همهء رقابت خارجى را منتفى مىسازد . سابقا مقدارى قند فرانسوى از مارسى از راه بمبئى مىآورند حالا اين تجارت هم از بين رفته و قند يا شكر فقط مال روس است نفت روسى هم از بادكوبه سراسر بازارها را فراگرفته است . در سال 9 - 1888 مقدار 36000 پوت به مشهد وارد كرده بودند . لامپا ، چهل‌چراغ ، لاله‌جار ، سينى ، ليوان ، استكان ، سماور ، قورى نعلبكى ، قفل ، قاشق و چنگال ارزان همه ساخت روس است و در نظر ناظر معمولى چنين مىنمايد كه كليهء حوايج زندگى در انحصار دستگاههاى روسى است . ارقام ايرانى - وقتى كه در مشهد توقف داشتم به هر اقدامى كه ميسرم بود مبادرت ورزيدم و با مهمترين منابع و از جمله به نمايندگى شركت زيگلر كه تنها نمايندهء تجارتخانهء اروپائى در مشهد است مراجعه و راجع به صحت و سقم اطلاعات و ارقام و بخصوص مقدار و ارزش تجارت روس و انگليس و هند تحقيقات كردم و اين موضوع مثل روز روشن است كه در ايران دسترسى به ارقام و آمار تقريبا دور از امكان است و آنچه هم كه بدست مىآيد نادرست و مغلوط مىباشد و ميزان كل تجارت ارزى درآمد گمركى برآورد مىشود كه لزوما معيار مناسبى براى حدس و قياس نيست . تجار اروپائى يا نمايندگىهاى آنها به طيب خاطر ارقامى ارائه مىدهند ولى تاجران محلى يا از فاش كردن آن ابا دارند و يا اصلا ارقام و آمارى در كارشان نيست . ازاين‌رو نه ارقامى كه در اينجا ذكر مىشود و نه آمارى كه مأموران رسمى انگليس انتشار مىدهند هيچ كدام دلالت بر صحت كامل در خطهء خراسان مانند جاهاى ديگر ايران ندارد و مىتوان آنها را تقريبى محسوب داشت .