جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

269

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

مك‌گرگور مسافر بعدى به آنجا بود در سال 1875 او ، هم راجع به قلعه و هم عدهء نگهبان آنجا كه 700 نفر سرباز و چند تن سوار و در حدود يازده عدد توپ بود شرحى باقى گذاشت و در كتاب خود تصاوير و نقشه‌هائى نيز منتشر ساخت . سپس در سال 1882 آقاى لسار مهندس روسى كه در آن موقع در گروه راهنمائى نيروى متقدم روسى خدمت مىكرد و بعدا عضو هيئت مرزى افغانستان شد و اكنون مأمور سياسى در دربار بخارا است ، براى كار نظارت به سرخس آمد و براى اولين بار شرح سرزمين بين سرخس و هرات را در معرض اطلاع اروپائيان قرار داد . وى وضع پادگان فلاكت‌بار آنجا را تعريف كرده و گفته است كه به جاى اينكه بلاى جان دشمن باشند در واقع خود به صورت دشمن درآمده بودند . بطورىكه هيچ‌گاه جرأت خروج ننموده و شبها در برج‌ها آتش خطر برمىافروختند . روسها باز سرخس كهنه را تسخير مىكنند - دو سال بعد در آوريل 1884 در واقع بنابر اطلاعاتى كه آقاى لسار در مورد آن يورش مؤثر ، ولى غيرقابل دفاع كه به نزاع در ملأ عام كوشك و تصرف پنجه در سال 1885 منجر شد گرد آورده بود ، روسها با نيروى كافى پيش آمدند و سرخس قديم را كه در مشرق رودخانه واقع و خالى بود اشغال كردند و به زودى در اينجا استحكامات و سربازخانه‌هائى برپا ساختند بدين‌ترتيب سرخس كهنه تجديد حيات نمود كه به نظر من مىتوان گفت كه سرخس جديدتر و از آن پس اين محل يكى از پايگاههاى نظامى مرزى آنها شده است . تنها شرحى كه من راجع به آنجا از وقتى كه بدست روسها افتاده است ديده‌ام همان است كه كنت دوشوله « 1 » يك افسر جوان فرانسوى نوشته ، وى در سال 1888 با لباس مبدل از مرو به اتفاق سرهنگ على خانف از اين راه عبور نموده شرح او از اين قرار است :

--> ( 1 ) - comte de cholet