جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
245
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
فصل هشتم سياست و تجارت خراسان ببين چگونه اين رودخانه مرا دور مىزند و از بقيهء سرزمينم مرا جدا مىكند ، مانند هلالى عظيم يا قطعهاى كه با دندان بريده باشند . شكسپير ( هانرى چهارم ) پىريزى اين فصل - در اينجا قصدم بحثى در باب وضع سياسى و تجارتى خراسان است كه از لحاظ موضوع ثانوى در واقع ادامهء فصل سابق و آن هم در سرزمينى است كه كار تجارت از غرض سياسى جدا نيست و نمايندگان بازرگانى غالبا مأموران سياسىاند كه به جامهء مبدل درآمدهاند . در كشورى كه تسلط بر راههاى تجارتى و بازارها پيشدرآمد دستاندازىهاى ارضى است . در نظر دارم موجباتى را كه با اين دو جنبهء كار بىارتباط نيست و خراسان را در حيطهء سياسى اروپا وارد نموده و سبب پيدايش مسئلهء خراسان شده است براى خوانندگان روشن سازم و ميخواهم نقشهائى را كه انگليس و روس قادرند در بسط اين مقصود و پيشرفت منافع متقابل خويش از لحاظ سازشهاى سياسى آينده ايفا كنند نشان بدهم و سعى خواهم كرد با مطالب و اطلاعاتى كه تحصيل آنها خالى از زحمت و اشكال نبوده و در هيچ اثر ديگر به وجه جامعى عرضه نشده است بازنمايم كه اين آينده احتمالا چه وضع و صورتى خواهد داشت . ابتدا دربارهء عواملى كه با استعانت از آن مىخواهم موضوع را بررسى كنم توضيحاتى مىدهم .