جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

218

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

من شبى تيغ صورت‌تراشى خود را در جام آب گذاشتم صبح روز بعد مثل پوكهء فشنگ سياه شده بود . برج‌هاى بادگير و اطاق نگهبان - بر روى بام‌ها بادگيرها جالب‌توجه است و آن در شهرهاى ساحلى خليج فارس هم زياد ديده مىشود . اصولى كه در ساختن آن رعايت مىشود اين است كه برج چهارگوش بلندى روى بام مىسازند كه سقف آن پوشيده است ، ولى از چهار طرف روزنه دارد كه از آنها هوا داخل و به اطاق پايين كه اهل خانه در فصل گرما سكونت دارند وارد مىشود و بدين وسيله در آنجا هواى خنك دائمى هست در نقاط گرم‌تر در جنوب به جاى اطاق سرداب دارند . يك اختصاص برجستهء ديگر مشهد تعداد زياد قراولخانه است كه در سراسر شهر پراكنده است و در آن دسته‌هاى نگهبانى از لشكر پياده آماده‌اند . اين بناها برحسب معمول شامل يك رواق كوتاه با اطاق قراول در عقب آن است . تفنگ‌ها كه معمولا سرپر است در جلو قراولخانه رديف گذاشته شده و همين كه مسافرى اروپائى از آنجا عبور كند سربازى وارفته در جامهء آبىرنگ با كلاه پوستى جقه‌دار كه ظاهرا در داخل اطاق در حال استراحت بوده زود برمىخيزد و با صداى تغ‌تغ مخصوص يكى از اين تفنگها را برمىدارد و پيش‌فنگ مىكند سپس آن را به جاى خود مىگذارد و باز به استراحت مىپردازد . بناهاى مقدس - مك‌گرگور در سال 1875 درست خاطرنشان ساخت كه آثار كمى در اين شهر هست كه مايهء ترغيب سفر به آنجا شود و يا اگر توفيق سفر دست داد اقامتى طولانى را ايجاب نمايد . فقط يك بناى بسيار ديدنى هست و آن بارگاه امام رضا است كه آن را نيز اروپائيان اجازهء تماشا ندارند مگر با احتمال خطر كه منافى احتياط و دورانديشى است و به راستى كه موجب نهايت برآشفتگى است كه انسان از راه خيابان پيش مىرود و ناگهان راه را بوسيلهء طاقى مسدود مىيابد كه در وسط ديوارى است كه گرداگرد بناهاى مقدس را محصور و آن را