جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
203
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
عزيمت به كارده - 20 - اكتبر - ما به سمت كارده عزيمت كرديم كه اسما هفت فرسخ بود ، ولى به نظر من بيشتر از 26 ميل نيست . قسمت اول جاده تكرار همان راهى بود كه سه روز پيش طى كرده بودم تا نقطهاى كه درهء افقى از بلغور به آنجا متصل مىشود . در اينجا ما راه خود را از گردنهء اصلى به طرف پايين در امتداد تيرهاى تلگراف و مسير رودخانهاى دنبال كرديم كه بستر آن غالبا بىآب نيست . چند ميل از ميان اين گردنه را كه پرتگاه و بسيار خطرناك بود پياده طى نموديم و از روى سنگهاى صاف به رودخانه كه گاهى در معبرى تنگ و زمانى از جلگهاى تميز جارى بود چهار دستوپا پيش رفتيم . مكگرگور كه از لحاظ نظامى دربارهء آن نواحى رأى صائبى داشت وصف اين قسمت از راه بين مشهد و كلات را با سبك ممتاز خويش نيك شرح داده چنان كه گفته است : « بدون شك من هيچوقت قطعه زمينى سختتر از اين بيست و هفت ميل بين قرده و وارده نديدهام . گردنههاى غيرقابل عبور يكى بعد از ديگرى ديده مىشود كه حتى يكى از آنها كافى است كه اين راه را برجسته سازد ، آنجا بيشتر شبيه راهى است كه در خواب آشفته مىبينيد نه آنچه در عالم بيدارى » « 1 » . در راه ما از روى تختهسنگهاى بزرگ عبور كرديم كه بر بالاى شيبى با هزار پا ارتفاع واقع و به كوه پنج منى معروف است . اين نام ناشى از حكايت پادشاهى شوخطبع است كه به يكى از مدعيان خود گفته بود كه آن جسم سبك ناقابل را وزن كند . قدرى دور تر در طرف چپ كتيبهاى به زبانهاى عربى و فارسى بر سطح نرم و صاف تختهسنگى در ارتفاع بيست پا ديده مىشود حاكى از پيروزى محمد خان شيبانى اوزبك فاتح بخارا بر معتزلان ايرانى به سال 916 هجرى . سپس ما به قريهاى كه نامش را هرك يا وهرك گفتهاند آمديم و در زير درختان باغ بر كنار رودخانه سايهء دلپذيرى يافتيم و پس از شش ميل ديگر كه از ميان همين گردنهها پيموديم جلگه به صورت پهناى وسيعى درآمد و در انتهاى آنكه محصور از درختان
--> ( 1 ) - مسافرت از طريق خراسان . جلد دوم ، صفحات 44 و 49 .