جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
194
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
آنها چندجا برجهاى مدور و خراب ديده مىشد فاصلهء دوتا از اين طاقچهها سى پا بود ، من از اولى كه پايينتر بود بالا رفتم و به نزديك شكاف 7 رسيدم و تا نوك صخره در بالاى سرم فقط سى پا فاصله بود ، اما سطح تخته سنگ صاف و ليز بود و فكر كردم بر فرض كه از آن بالا مىرفتم چون تنها بودم پايين آمدن از چنين جائى مشكلتر است . لذا از خيال خود منصرف شدم با كمك يكى از همراهان و طناب رسيدن به قله آسان بود ، اما با آنچه راجع به داخل كلات مىدانستم شك داشتم كه مناظر از بالاى ديوار به همان اندازه جالبتوجه باشد كه از خارج مىنمود . چشمانداز هوائى گرداگرد قلعه - بههرحال قبل از بازگشت بر رأس بلندترين كوهى كه در آن حدود بود و نامش را نمىدانم بالا رفتم . بلندى اين نقطه از ارتفاع زيادتر بود و در آنجا نسبتا و ناگهان منظورم حاصل شد و با آنكه ديدن سطح درونى كلات امكان نداشت ، زيرا كه ديدگاه فقط از يك طرف به حد كافى روشن نبود ولى كليهء محيط سراسر ديواره را از مشرق تا مغرب خوب مشاهده كردم . ديوار جنوبى كه سعى نموده بودم تا نوك آن بالا روم از اين نقطه نسبت به ديوارهء ديگر كوتاهتر مىنمود و رأس ديوار شمالى در دورترين نقطه از همه بالاتر به نظر مىرسيد . از اين محل توانستم تمام سنگرهاى جنوبى را كه راست در حدود بيست ميل بود بدون اشكال تماشا كنم و اين قسمت بقدرى منظم مىنمود كه مثل اين بود كه از روى نقشه ساخته باشند ، و در سرتاسر جناح عمودى تا آنجائى كه انتهاى مضرس آن به جلگه مىپيوست فرورفتگى و برآمدگىهاى چند جلب توجه مىكرد . اگر در جنگ زاووس ( زيوس ) خداوند المپ ( يونان ) اهريمنان در صدد برمىآمدند كه سنگر غيرقابل تسخيرى براى خويش فراهم سازند بىشك اين پناهگاه كوهستانى را انتخاب مىنمودند . در اين نقطه من طرحى از نماى گرداگرد قلعه كشيدم « 1 » كه در صفحهء مقابل
--> ( 1 ) - هرچند كروكى من ناقص است باز گمان نمىكنم طرح سر . س . مكگرگور تصوير وافى يا درستى از وضع كلات باشد .