جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
186
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
جويبارهاى آب آميخته با نفت از سمت كوهسار جارى بود و به رودخانه ملحق مىگرديد . در اينجا دستهاى مرغابى وحشى با صداى قابل توجهى به پرواز درآمدند . وقتى كه از وسط جلگه مىگذشتيم آفتاب هم برآمد و ديوارهء جنوبى كلات را كه در جناح راست ما واقع بود روشن ساخت و آن صخرهاى بود بسيار عظيم و رفيع كه از پايين جلگه 700 يا 800 پا ارتفاع داشت و مثل اين مىنمود كه نوكش هموار ، ولى پهلوى سخت عمودى و نفوذناپذيرش تراشيده شده بود و من چهار بار از زير اين حصار عبور و پيوسته انديشه همىكردم كه به راستى عجيبترين پديدهء طبيعت بود كه ديده بودم . يك دژ رفيع و پرجبروت از سنگ كه از ته دره به ارتفاع 700 تا 800 پا مىرسد و رأس و قلهء آنچنان صاف است كه گوئى با رنده تراشيدهاند ، جناحين عمودى و غيرقابل عبورش مضرس و شياردار بود . دروازهء ارغوان شاه - هنگامى كه از جلگه به سمت پايين مىرفتيم احدى را در راه نديديم . در جلو خود متوجه محلى شديم كه قسمت فوقانى آن به صورت سنگرى ناگهان بريده شده بود و پيشآمدگى داشت چون نزديكتر شديم تقريبا در مسافت هفت ميلى گردنهاى كه از آنجا به جلگه وارد شده بوديم دوروبر آن محل رفتهرفته به هم نزديك و توأم گرديد ، تا اينكه به صورت معبر بسيار تنگى درآمد كه ته آن كف رودخانه بود . از اين بريدگى طبيعى با دو حركت منكسر عبور نموده دروازهاى سنگى را كه در حدود بيست متر عرض داشت و بوسيلهء ديوارهاى به كلى مسدود شده بود از دور ديديم و اين ديواره كه سه طاق داشت مسير رودخانه و همچنين يگانه دروازهء كلات بوده است . قسمت فوقانى ديوار كه بالاتر از طاق بود چند سوراخ و شكاف داشت ولى كسى در آنجا ديده نمىشد و اثرى هم از هستى و حيات به نظر نمىرسيد . اين همان دربند معروف شاه يا دروازهء ارغوان يا ارغون شاه است كه حصار