جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

175

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

بود از هندوستان آمد و يكى از نمونه‌هاى ممتاز افراد آسيائى شجاع و بافكر و سواركار قابل و با آداب جنتلمن كامل و داراى اين عقيدهء راسخ بود كه در دنيا هيچ قوم و ملتى مثل انگليسى نيست . سرهنگ استيوارت كه در اين موقع در غياب ژنرال مك‌لين كفيل سركنسولى بريتانيا در مشهد بوده با كمال لطف نوكر مخصوص خود گرگورى را كه يكى از نوباد گلدى ارامنهء جلفاست و زبان انگليسى را نيك و فارسى را هم بسيار خوب مىداند به من قرض داد كه كار مترجم تمام‌عيار را انجام داد « 1 » و همچنين جناب سرهنگ ، آشپز خود را هم براى من فرستاد و بعلاوه دو تن از اسكورتهاى خود را كه سواركاران تركمن بودند و چند تن از ايشان را حكومت هند براى خدمت در مشهد نگاه داشته

--> ( 1 ) - اين بيچاره چند هفته بعد در سفر پياده از مشهد به تهران وفات يافت .