جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

161

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

سؤال و جواب - در جواب پرسش من او نتوانسته بود بگويد كه چند نفر تبعه دارد زيراكه هيچ‌گاه آنها را نشمرده بودند ، ولى گفت چهل هزار خانوار تابع فرمان او مىباشند ( كه سخت مبالغه بوده است ) و هر خانوارى يك تومان ( شش شلينگ ) ماليات ( شايد هم بيشتر ) مىپردازند با يك نفر هم سرباز ( شايد حداكثر ) و آنها سربازانى شايسته‌اند و با هركس قدرت جنگاورى دارند . اين نكته فرصتى را كه در انتظارش بودم پيش آورد تا نظر پير كهنسال راجع به روسيه و تمايلات روسى خود او را سؤال كنم و گفتم خراسان سرزمين بسيار غنيى است و مىگويند كه روسيه قصد تصرف آن را دارد ، وى پرسيد چگونه روسها مىتوانند بر آنجا دست يابند . - به همان ترتيبى كه سرزمين تك اخال ( تركمنستان ) را تصرف كردند . او جواب داد ، نه اين كار محال است مردم در اين راه جان‌بازى خواهند كرد و همه باهم براى حفظ مشهد خواهند ايستاد و سربازان خوبى هستند ما دوغ نيستيم كه روسها ما را سر بكشند « 1 » ما ديوار انسانى داريم كه از ديوار سنگى محكم‌تر است . در حينى كه اين اظهارات جدى او را با رعايت احترامى كه سزاوار بود تلقى نمودم با بيرحمى نيز نه فقط تصاويرى را به خاطر آوردم كه بر ديوارهاى خانه‌اى بود كه تازه از آنجا آمده بودم بلكه عباراتى را از نامهء همين پير وطن‌دوست در نظر داشتم كه ده سال پيش به گرودكف روسى نوشته و فرموده بود : « مگر حضرت مسيح جديدى ظاهر شود و ملتى به درستى و نيكى مردم روس پرورش دهد » . به منظور تنوع موضوع از سركار خان پرسيدم كه نظرش نسبت به كشيدن خطآهن در ايران چيست : با آنكه در عمرش راه‌آهن نديده بود تعجب كردم كه وجود آن را در سراسر كشور تجويز مىكند و ابراز حيرت مىكرد كه چرا هنوز آن كار را شروع نكرده بودند . وى اطلاع داشت كه ملكه ويكتوريا بيش از پنجاه سال - سلطنت نموده و اخيرا به اين مناسبت مراسمى برگزار شده بود و نمىتوانست دليل نظرتنگى امير افغانستان را كه از ورود خارجىها به قلمرو خود جلوگيرى مىكند

--> ( 1 ) - اشاره است به شير ترشيده به نام ماست يا آبدوغ كه كردها و ايرانيان دوست مىدارند . « مقصودش اين بود كه ما لقمهء آسان و چربى كه بعضىها خيال مىكنند نيستيم » .