جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

157

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

در مذاكراتى كه سپس پيش آمد ژنرال گرودكف گاهى زيركى خان را تحسين و گاهى نيز از عاداتش احساس نفرت ميكرد . در يك مورد منشى او مينويسد : « سه روز اقامت در مجاورت ايلخانى به سرهنگ گرودكف ثابت كرد كه امير هنوز به تمام قواى خود تسلط دارد و امكان نداشت او را فريب داد كه ما فقط دلال خريد اجناس هستيم و با آنكه مست بود باز به همه‌چيز توجه داشت و هوشيار بود . » در مورد ديگر مينويسد : « با او كارى از پيش بردن بسيار دشوار است چون لازم است آدم با او مىگسارى كند و به حرفهاى مستانه‌اش گوش بدهد و در مجلس بزمش حاضر باشد و بعلاوه مواظب هم باشد كه هيچ علامت انزجارى نشان ندهد كه بىدرنگ سبب غضب اين وجود وحشى مىگرديد . » براستى كه روزگار ، جانورى مانند او كمتر به بار آورده است چنان كه همين معنى را سرهنگ گرودكف هم در تلگرافى به ژنرال اسكوبلف نوشته بود . اما به نظر ميرسد كه خان كار و شعار زندگى خود را لايزال نموده است چون در پسر خود كه راجع به او اشاره‌اى كرده‌ام اخلاقى به وديعه گذاشته كه خود او از پدرش به ارث برده بوده است . زيرا وقتى كه فريزر در سال 1822 مهمان رضا قلى خان بود تعريف مىكند كه خان و همهء اطرافيانش را مست يافته بود . ازاين‌رو جريانى پايدار در ميان افراد خانواده برقرار است . دو مصاحبه - شايد بتوان تصور كرد كه من چون از وضع و حال امير حسين - خان اطلاعات مبسوط داشتم آشنائى من از سوابق او ممكن بود خان كهنسال را ناراحت و نگران سازد ، اين بود كه از گفتگوى با او قدرى احساس نگرانى ميكردم . پالتوى خود را كه بايد اعتراف كنم در زير كلاه پوستى سخت ناجور مينمود و گالوش‌هايم را پوشيدم و آنچه از نوكرانم را كه ميتوانستم همراه بردم « 1 » و از دنبال اسكورت شش نفرى كه خان براى راهنمائيم تا دربارش كه چندان هم دور نبود فرستاده بود حركت كردم .

--> ( 1 ) - از نكته‌هاى بسيار اساسى آداب ايرانى اين است كه در موقع ملاقات بايد تعداد زيادى نوكر كه تا حدى كه بتوان جمع كرد پياده يا سواره همراه برد . تعداد بيشتر چنين همراهانى را نشانهء علو مقام ارباب مىشمارند .