جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

154

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

به قوچان آمد و بارها با تركمن‌ها درافتاد ، در حدود سال 1815 پسرش رضا قلى خان او را از اين مقام برانداخت و مىبايستى كه خود در حدود پنجاه سال امارت كرده باشد . وقتى كه فريزر در سال 1822 به قوچان آمد ( كه وى آن را خبوشان يا قوچون ميناميد ، قوچان نام درازتر است ) اين شخص سمت ايلخانى داشت و فريزر او را مرد خوش‌سيرت و نيكنام تعريف نموده است ولى فاقد دلاورى و يا هرگونه هنر ، هرچند كه توانسته بود ديرزمانى بدون سطوت حكمرانى خود را حفظ كند . در موردى كه ايلخانى از مقر خود غايب بود فتحعليشاه كه همواره انديشه وسعت دادن قلمرو خويش را در سر داشت و برعكس خود ايلخانى مردى صلح‌جو بود بر ضد قوچان لشكر كشيد ، ولى نتوانست آنجا را تسخير كند و ناگزير شد قرار صلحى بگذارد و عقب‌نشينى كند . سپس چنان كه بيان كرده‌ام عباس ميرزا آنجا را گرفت و رضا قلى خان ناچار تبعيت شاه را گردن نهاد . وى كه بعنوان امير ابتدا به تهران و بعد به تبريز روانه شد از غم و غصه در بين راه در ميانه وفات كرد . پسرش سام خان جانشين او گرديد و ايلخان فعلى فرزند جوان‌تر پدر بوده است و به من اظهار داشت كه بيست و چهار سال پيش بر جاى برادر خويش نشست . ايلخان فعلى - ميزبان من امير حسين خان كه عناوين پرآب‌وتاب امير الامراء و شجاع الدوله دارد و لقب دوم را شاه به او داده است در دورهء زندگانى شصت - ساله‌اش رويهمرفته زير نظر و مراقبت دولت بوده ، در ابتداى امر در جنگ هرات 7 - 1856 شركت داشت و همچنين در لشكركشى ايران به مرو كه در سال 1860 به عاقبت شومى منجر گرديد . وى مردى عاطل و جاه‌طلب و بىاندازه مغرور است و در بىعقلى او همين بس كه پس از احراز مقام ايلخانى با والى خراسان درافتاده بود به اين نحو كه وقتى براى تسويه حساب به مشهد احضار شد از رفتن امتناع ورزيد و آنقدر استقامت نمود كه شاه براى گوشمالى دادنش لشكر فرستاد و چون اين عده به نزديك شهر رسيدند توافقى حاصل شد كه در نتيجه اختيار قوچان در دست ايلخانى