جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

140

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

عهدهء ملك التجار رئيس صنف بازرگانى مشهد واگذار شد كه تعهد كرده است اين جاده را در ظرف يكسال و با دريافت 13 هزار ليره تمام كند و متقابلا امتياز تأسيس مسافرخانه و چاه آب و اخذ باج در سراسر اين جاده با او باشد . وقتى كه من در اكتبر 1889 از آن حدود ميگذشتم وضع اين راه به قرارى بود كه بيان كرده‌ام . حوزهء روس - از عشق‌آباد در جهت جنوبى خط سير جاده از ناحيهء دشت به طرف كوهستان است با عرض متساوى 25 پا و هرچند كه در مجاورت شهر پر از چاله است در قسمت شيب‌دار حتى پرشيب‌ترين قسمتهاى آن راه طورى است كه براى دستگاههاى توپخانه قابل عبور مىباشد . جاده در مسافت هشت‌ميلى از شهر به تپه‌ها ميرسد سپس جلگه‌اى را كه در كنار واقع است به موازات محور رشته‌هاى اصلى كوپه‌داغ سير مىكند و كمى ديرتر قسمت سربالائى پرپيچ‌وخم شروع و پس از طى يازده ميل مسافت به گردنهء كوهستانى باريكى وارد مىشود كه در ته آن سيل‌گاه پرسنگى است كه در موقع عبور من خشك و خالى و معلوم بود كه هنگام ذوب برف و سيلاب آب آنجا ناگهان به صورت طغيان درمىآيد و بايستى كه ملاحظات صرفه‌جوئى ، ولى نه حسابهاى عملى ديگر روسها را وادار كرده باشد كه به جاى پل از همين مجرا و راه پرسنگى كه در ميان شيارها درست شده است و در بسيارى از نقاط درهم شكسته و آب آن را برده است ، رفت‌وآمد كنند . بعد از عبور از مقدار كثيرى پيچ‌ها ، جاده در 25 ميلى به جلگهء مرتفع خالى و خلوتى مىرسد سپس از راه ملال‌انگيزى گذشته و به تنگه‌اى در كوهستان منتهى مىشود . در اينجا دهكده روسى باجگيران است كه سابقا اندان نام داشت يك - ميل دور تر قلهء كوه خط مرزى روسيه و ايران را نشان ميدهد . در اين راه و يا در مرز هيچ سرباز روسى نديده‌ام با آنكه رئيس پادگان در عشق‌آباد ورقه‌اى به من داده بود كه در صورت برخورد با يكى از آنها بمنزله جواز باشد . حقيقت امر اين است كه روسيه قادر است با آسودگى خيال اين قسمت از سرحدات آسيائى خود را كاملا خالى بگذارد ، زيرا كه تصور تهاجمى از جانب ايران كاملا دور از امكان