جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

94

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

در هر لنگهء خورجين بگذاريد و آن را در پشت زين غلام پست جا بدهيد . اين دو لنگه متعادل خواهد بود و دردسرى پيش نخواهد آمد و اگر غلام پست زين نداشته باشد روى بارها كه بر اسب مىگذارند خواهد نشست و ميتوان مقدارى فرش و لباس و رختخواب را بهر اندازه‌اى كه لازم باشد با او فرستاد . نوكر ايرانى شما كه بايد قبلا استخدام شده باشد و بدون او سفر كردن حماقت است ميتواند يك جفت خرجين هم او بردارد كه در داخل آن ميتوان اسباب سبك ديگر و لوازم طبخ و بار خود او را جا داد و بالاخره در قبل‌ها و خورجين - هاى خودتان لوازم ضرورى كه ممكن است ناگهان لازم شود مانند قمقمهء آب و پول و طپانچه و لوازم نظافت و كتاب و غيره را بايد گذاشت . علاوه‌بر دو چمدان گلادستون ، من دو عدد مفرش قهوه‌اى رنگ محكم برداشتم كه خيلى مفيد واقع شد و در آنها خيلى چيزها را ميتوان جا داد و اگر هم مورد استفاده واقع نشود ميتوان تا كرد و كنارى گذاشت و لازم به تذكر نيست كه هرچه بار سبكتر باشد بهتر و زودتر ميتوان منزل‌هاى سفر را طى كرد . زين و برگ - راجع به زين و برگ بايد گفت كه زين ايرانى كه اندازه‌اش كوچك و قدرى برآمده است با زينى كه هر انگليسى آشناست به قدرى تفاوت دارد كه بهتر است براى اجتناب از عذاب از به كار بردنش صرف‌نظر شود و بايستى يك زين جادار نظامى انگليسى با قبل و خورجين و چند عدد ركاب و سيم و تسمه و مفتول همراه برد . چون بعد معلوم خواهد شد كه همهء اينها چه ارزشى خواهد داشت در يكى از قبل‌هاى خودم قمقمه‌اى داشتم كه به اندازهء ربع بطر گنجايش كنياك داشت و محتويات آن براى مسافرت طولانى چندصد ميل كافى بود . مسافر گاهى به حدى خسته و ناتوان مىشود كه از خدا آرزو مىكند وسيله‌اى براى تجديد قوا فراهم باشد و من دلم به حال آن نفرى ميسوزد كه لب به نوشابه تر نميكند و به سفر سخت و دشوار چاپارى ايران تن درمىدهد . من يك عدد دهنهء انگليسى و افسار دودسته‌اى همراه داشتم و تقريبا در تمام مدت مسافرت به كار بردم ولى دهنه را توصيه نميكنم مگر از لحاظ ترحم