ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )

70

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )

و نظر شخصى خود را نيز مىآورد . دل‌مشغولىهاى اخلاقى و مذهبى ديودور در عين اين‌كه علاقه‌ى خود را به شاخه‌هاى مختلف علوم نشان مىدهد ، هرگز از ياد نمىبرد كه هدفش از نوشتن تاريخ نه‌تنها آموختن و سرگرم كردن خواننده‌اش است ، بلكه در پى آن است كه خواننده‌اش را به تأمل و تفكر وادارد . وى در جاىجاى اثرش توجه خواننده را به درس‌هايى كه مىتوان از روايات تاريخى آموخت ، جلب مىكند ؛ ولى اين دغدغه‌هاى آموزشى به شكل نطقى بلندبالا و مطوّل نمايان نمىشود ، بلكه ديودور در خلال نقل رويدادهاى تاريخى قلم خويش را به اين سمت مىگرداند . مهم‌ترين انگيزه‌ى ديودور در شرح رويدادى ، به خاطر درسى است كه در آن نهفته است . به سخن ديگر ، درك ديودور از تاريخ ، اخلاقى است و حتى براى تشريح حقايق تاريخى از واژگان اخلاقى و نه سياسى سود مىجويد و از منظر اخلاق و نه سياست ، مسائل تاريخى را مىنگرد و به بوته‌ى نقد مىكشد . براى مثال وقتى آتن در سال 369 پ . م پيمان اتحاد را لغو مىكند ديودور اين كار را نه يك ضرورت سياسى براى برقرارى موازنه در برابر قدرت نوخاسته‌ى تب و پيروزىهاى تهديدكننده اين دولت‌شهر ، بلكه آن را ناشى از خصلت « بزرگ‌منشى و مهربانى » آتن مىداند « 1 » . ديودور حتى از منظر اخلاق به شهرها مىنگرد و علت وقوع هر رويدادى را كه در يك شهر رخ داده است ، در شيوه‌ى رفتار و خوى و خصلت مردمان آن شهر مىجويد . براى مثال در مقدمه‌ى كتاب پانزدهم نسبت به شهر اسپارت موضع مىگيرد و مىنويسد كه اسپارت اشتباهات نابخشودنىاى مرتكب شد و به سزاى عمل خويش رسيد و در بخش نخست اين كتاب همواره به اشكال مختلف براين موضع خويش پاى مىفشارد . در هر حال اين پيش‌داورىهاى اخلاق‌گرايانه موجب مىشود كه ديودور موضع‌گيرى نادرستى كند و براى نيل به مقصود خويش رويدادها را به گونه‌ى ديگر نشان دهد .

--> ( 1 ) . كتاب پانزدهم ( فصل 63 ، بند 2 )