ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )
62
كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )
كاركرد تاريخ را در حفظ كردن ياد و خاطرهى مردان نامى مىداند ؛ « 1 » اما در قطعهاى كه به كتاب دهم منسوب است ، با حرارت بيشترى براين موضوع پاى مىفشارد : « نوشتن زندگىنامهى شخصيتهاى گذشته براى مورخين كار آسانى نيست ، اما اين كار خدمت بزرگى است كه آنها به جامعه مىكنند . زيرا زندگىنامهىشان با در برداشتن شرح پيراستهى اعمال نيك و بدشان و با ستايش و سرزنشى كه سزندهى اعمال آنان است ، ذهن انسانهاى نيك را برمىانگيزاند و ذهن انسانهاى بد را فرو مىكشاند . مىتوان گفت ستايش ، پاداش فضيلتى است كه بهايى ندارد و سرزنش ، بدكاران را تنبيه مىكند بىآنكه به شكنجههاى جسمى توسل جويد . خوب است نسلهاى آتى به خاطر بسپارند كه ، انسان هر شيوهاى را كه براى زيستن برگزيند ، ياد و خاطرهى وى پس از مرگ بر همان اساس داورى خواهد شد : از اينرو ، انسان تمامى همّوغمّ خويش را در برافراشتن بناهاى سنگى ، در اين خاكدان كه به زودى ويران مىشوند نمىگذارد ، بلكه از عقل و خرد پيروى كرده ، تقوى پيشه مىكند ، زيرا شهرت حاصل از آن در سراسر گيتى طنينانداز مىشود . زمان كه همه چيز را در كام خود فرو مىبرد ، اين پرهيزگارىها را جاودانه مىسازد و با گذر خود ، هر آينه طراوتى دوباره به آنها مىبخشد » . « 2 » ديودور در سراسر كتابخانه تاريخى به اين كاركرد تاريخ كه در نظرش نخستين و اصلىترين كاركرد تاريخ است ، توجه زيادى مىكند . ديودور سخت تحت تأثير انديشهى « اومريسم » « 3 » بود و اين عقيده را پذيرفت كه خدايان خود انسانهاى بىنظيرى بودند كه در نتيجهى كارهاى نمايان و نيك خويش ، به مقام خدايى رسيدهاند . از اينرو ، در كتابهاى نخستين ، خدايان در كنار شخصيتهاى تاريخى آورده شدهاند و از يك منظر به كارهاى آنها نگريسته شده است . براى مثال در كتاب اول ازيريس « 4 » و ايزيس « 5 » در كنار فرعون سزوسيس « 6 » و ديگر حاكمان آورده
--> ( 1 ) . كتاب اول ( فصل دوم ، بندهاى 2 - 5 ) ( 2 ) . كتاب دهم ، فصل دوازدهم . اين فصل در Excerpta قسطنطنيان حفظ شده است . در اينجا ترجمهى Oldfather آورده شده است . ( 3 ) . evemerisme ( 4 ) . Osiris ( 5 ) . Isis ( 6 ) . Sesoosis