ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )

54

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )

ك . اشميت كه بررسى مبسوطى از اين بخش ( كتاب اول ، فصل 1 ، بند 3 ) كرده ، از فرضيه‌ى راينهارد در برابر مهم‌ترين ايرادى كه ناك از آن گرفته است ، دفاع مىكند . ايراد اساسى ناك از فرضيه‌ى راينهارد اين بود كه ديودور در اين بند ، موضوع نگارش تاريخ جهان را پيش كشيده ، حال آن‌كه پوزيدونيوس نه تاريخ جهان ، بلكه تاريخ عصر خويش را كه دربرگيرنده‌ى حدود 60 سال است ، به رشته تحرير درآورده است . اشميت به اين ايراد چنين پاسخ مىدهد كه درست است كه پوزيدونيوس اثر تاريخى خود را از سالى كه پولىبيوس اثرش را به پايان رساند ( 6 / 145 پ . م ) آغاز كرد ، ولى نبايد اين واقعيت را از نظر دور داشت كه پوزيدونيوس رويدادهاى بزرگ سياسى عصر خود را به خاستگاه آن‌ها ربط مىداده است « 1 » . ج . ماليتز براين عقيده است كه : « در اين بند مىتوان صداى پوزيدونيوس را شنيد ، اگرچه ديودور اين منبع را خلاصه كرده و خواسته است ردى از آن در اثرش برجاى نگذارد . » « 2 » ل . كانفورا نيز اين بند از مقدمه را اقتباسى از پوزيدونيوس مىداند : « . . . بنابراين به نظرم واضح است كه ديودور شيفته‌ى انديشه‌هايى شد كه پوزيدونيوس در مقدمه‌ى خود بسط داده بود . در واقع در مقدمه‌ى مورخان پيشين موضوعات متعارف و پيش‌پاافتاده‌اى مطرح مىشد و همچنان‌كه پوليبيوس در آغاز مقدمه‌ى اثر خويش مىگويد ، جملگى آن‌ها يكسان بوده‌اند . . . پوزيدونيوس برعكس ، در مقدمه‌ى خود از تاريخ‌نگارىاى سخن به ميان مىآورد كه در راستاى مشيت الهى و سعادت نوع بشر است . اين شيوه‌ى تاريخ‌نگارى ديودور را سخت تحت‌تأثير قرار داد . از اين روى برآن شد از مقدمه‌ى پوزيدونيوس كه بىگمان متناسب با عقايد و ايدئولوژى رواقىگرى او طرح‌ريزى شده بود ، الهام گيرد . » « 3 »

--> ( 1 ) . K . Schmidt , KosmologischeAsp ekteimGeschichtw erkdesPoseidonio s , coll . « Hypomnemata » , 63 , Gottingen 1980 , pp . 73 - 75 ( 2 ) . J . Malitz , DieHistoriendesP osseidonios , Munchen , 1983 . p . 38 ( 3 ) . L . Canfora , « Lebutdel'histori ographieselonDio dore » , StudiaHellenisti ca 30 , 1990 , p . 318