ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )
50
كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )
زمان به جريانى تعلق دارد كه به مكتب « تاريخنويسى ايسقراط » معروف است . « همهى شاگردان ايسقراط متأثر از او هستند و سه چيز را از استاد خويش اخذ كردهاند : اول ؛ عنايت به سبك و اسلوبى كه اگرچه مبتنى بر قواعد بلاغت است ، متكلف و مصنوع و پرزرقوبرق نيست و در عين اينكه فخيم است ، خواندن و شنيدنش مايهى انبساط و فرح خاطر است . دوم ؛ توجه به تعليمات و اصول اخلاقى قابل احترام و سوم ؛ پرداختن به موضوع ، به نحوى كه از نظر تعليم و تربيت سودمند باشد . تمام همّوغمّ اين مورخان مصروف براين بود كه به عنوان « آموزگاران » جامعه جاى شاعران را بگيرند . نكات برجستهى كارشان ، شاهان ، سرداران و سياستمدارانى بودند كه به عنوان نمونه و سرمشق مردان
--> از افلاطون انتقاد مىكرد . وى معتقد بود انديشيدن دربارهى متافيزيك اتلاف وقت است . از نظر وى حقيقت تجربهاى بىواسطه است . به عقيده وى دانش ، تجربى است و بشر بىگمان نمىتواند همه چيز را فراگيرد . پس بايد در جستوجوى عقيدههاى خوب بود . يك عقيدهى خوب ، عقيدهاى است كه ما را در درك بهتر زندگى و تحصيل كاميابى در اين دنيا يارى رساند . وى خود قدم به وادى سياست نمىگذاشت ، ولى سعى مىكرد از طريق نوشتههايش دولتمردان را تحت تأثير قرار دهد . سخت طرفدار انديشهى پانهلنيسم و خواستار اتحاد دولتشهرهاى يونان عليه پارس بود . از آثارى كه به وى منسوبند ، سى اثر در دست است كه بيشترشان در قالب گفتار و برخى از آنها به صورت نامهاند . نوشتههاى او را مىتوان به سه دسته تقسيم كرد : بعضى از اين نوشتهها « نمايشى » يعنى گفتارهاى نمونهاى است كه در سطوح عالى بلاغت نوشته آمدهاند . از اينگونهاند گفتارهاى دهم و يازدهم ( كه عنوان آن هلن و بوسيوس است ) . دستهى دوم رسالات جدلى است كه نويسنده در طى آنها نظرات و آراى خويش را در باب آموزش بيان مىكند . يكى از بهترين نمونههاى اين رسالات گفتار سيزدهم است كه عنوان آن ضد سوفسطاييان است . دستهى سوم جزواتى در قالب نامههاى سرگشاده هستند كه برخى از آنها به موضوعات اخلاقى اختصاص دارند ( اواگوراس ( Evagoras . سبك و اسلوب نگارش ايسقراط « ميانه » يا « آراسته » است ، شيوهاى وزين ، گزارشى و غير فنى . عمده نويسندگان و مورخان شايستهى پس از او از بين شاگردان و شاگردان شاگردانش برخاستهاند . براى مطالعهى بيشتر دربارهى ايسقراط ؛ ر . ك به : [ 1 ] . J . P . Mahaffy , AHistoryofClassi calGreekLiteratu re : TheProseWritersf romIsocratesto Aristotle , UniversityPresso fthePassific , 2003 [ 2 ] . M . A . Flower , « FromSimonidestoI socrates : TheFifth - CenturyOriginsof Fourth - Century Panhellenism » CalssicalAntiqui tyVol . 19 , 2000 [ 3 ] . L . Y . Too , TheRhetoricofIde ntityinIsocrates , Cambridge , 1995 . [ 4 ] . اچ . جى . رز ، تاريخ ادبيات يونان ، همان ، صص 408 - 410