ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )

24

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )

نويسندگان « تواريخ » نمىكند ، خود عنان خيال را در موضوعى كه مدعى است به‌طور دقيق برآن اشراف دارد رها كرده و به بىراهه مىرود . براين اساس به عقيده‌ى من مىبايد مورخان را به‌خاطر اشتباهاتشان بخشيد ، زيرا آن‌ها هم انسان هستند و جستجوى حقيقت در گذشته دشوار است . » « 1 » وانگهى از نوشته‌هاى ديودور چنين برمىآيد كه وى غالبا از منابع مختلفى سود مىجسته ، آن‌ها را با هم مقابله مىكرده است ؛ براى نمونه در كتاب دوم كه از كتزياس « 2 » اقتباس كرد ، وقتى از دانش طالع‌بينى كلدانىها سخن به ميان مىآورد « 3 » به

--> ( 1 ) . كتاب سيزدهم ( فصل 90 ، بند 6 - 7 ) ( 2 ) . ( Ctesias ) ؛ طبيب و مورخ يونانى . وى حدود سال 444 / 443 پ . م در كنيدوس ، واقع در جنوب باخترى آسياى صغير به دنيا آمد . سرزمين كنيدوس به خاطر داشتن طبيبان حاذق معروف بوده است . ترديدى نيست كه كتزياس به عنوان اسير به دربار ايران وارد شد ، اما زمان اسير شدنش مشخص نيست . به نظر مىرسد كه تيسافرن ، خشترپاون هخامنشى ، وى را در هنگام جنگ با كاريه ( سال 415 پ . م ) كه در مجاورت كنيدوس است ، اسير كرده و به دربار اردشير دوم آورده باشد . كتزياس به مدت 17 سال از سال 415 تا 398 پ . م به عنوان پزشك مخصوص دربار خدمت كرد . پس از بازگشت به ميهن خويش شروع به نوشتن آثارى كرد كه مهم‌ترين آن‌ها پرسيكا ( Persicae ) مشتمل بر 23 كتاب و انديكا ( Indicae ) هستند . او در پرسيكاى خويش تصريح مىكند كه قصد دارد بسيارى از عقيده‌هاى باطل و اشتباه يونانيان نسبت به پارسيان و آداب و سنن‌شان را اصلاح كند و هرودوت را به خاطر دروغ‌پردازى بسيار ، نكوهش مىكند ، ولى او به وعده‌ى خويش جامه‌ى عمل نمىپوشاند و تصويرى واقعى و روشن از امپراتورى هخامنشى به دست نمىدهد . اسناد كهن بابلى و مصرى نشان مىدهد كه كتزياس همواره اخبار را جعل مىكرده است . از آثار كتزياس قطعات اندكى برجاى مانده كه جاكوبى ، مورخ بزرگ آلمانى ، آن‌ها را در اثر خويش گردآورده است . ر . ك به : F . Jacoby . FragmentederGrie chischenHistorik er . 688 , vol . IIIc ; 1958 براى مطالعه‌ى بيشتر درباره‌ى كتزياس ؛ ر . ك به : [ 1 ] . J . Auberger , « Ctesiasromancier » , AC 64 , 1995 a . , pp . 57 - 73 b , pp . 337 - 352 1995 ، 2 / 5 [ 2 ] . J . Auberger , « CtesiasetL'Orien t . Unoriginaldouede rasion . » Topoi [ 3 ] . J . M . Bigwood , « Ctesias , hisroyalpatrons , andIndianswords » JHS 115 , 1995 , pp . 135 - 140 [ 4 ] . J . M . Bigwood , « DiodorusandCtesi as » , Phoenix 34 , 1980 , pp . 635 - 646 1997 ، 2 / 7 [ 5 ] . K . Karttunen , « Ctesiasintransmi ssionandtraditio n » Topoi [ 6 ] . D . Lenfant , « CtesiasetHrerodo teoulesrecriture sdel'histoiredan slaPerseAchemeni de » , 1996 ، 2 / 109 REG ( 3 ) . كتاب دوم ( فصل 31 ، بند 2 )